فراتر از آنچه تا امروز دیده ایم ممکن است، وقتی با هم به یک سو بنگیرم

کرج، چهار راه طالقانی، ساختمان پزشکان شاه کرم

تلفن تماس : 32285085-026

چگونه دیگران را ببخشیم؟

چگونه دیگران را ببخشیم؟

چگونه از شر این کینه ای که دل ما را می رنجاند خلاص شویم؟

چگونه دیگران را ببخشیم؟ حرفی کلیشه‌ای میباشد اینکه اگر دیگران را ببخشیم خودمان راحت تر می شویم. اما حقیقت آن هم این میباشد اگر خودمان را به یک بالون تشبیه کنیم برای اینکه این بالن بتواند بالا برود نیاز دارد که شن های سنگین را به زمین پرتاب کند و خودش را سبک بکند. ما کاری بر این نداریم که آن شخص چقدر ما را ناراحت می کند چیزی که می دانیم این است  اگر در وجود ما کینه بماند ‌نمی‌توانیم پرواز کنیم و نمی‌توانیم اوج بگیریم .

مرحله اول ترمز دستی نفرین:

حتما همواره برای کسانی که ما را اذیت کردند و ما را ناراحت کردند و دل ما را شکستند شکست و ضرر  و ناراحتی می خواهیم. کسی که به ما خیانت کرده برایش از صمیم قلب درد های به مراتب بیشتر از دردی که به ما زد می‌خواهیم. دوستان خوبم خوب توجه بکنید اگر برای کسی ضرر بخواهیم اگر برای کسی اتفاق منفی بخواهیم قبل از اینکه این انرژی منفی ما به آن برسد در درون ما تولید شده است. بطور مثال فرض کنید شما می خواهید کثافتی که بر روی زمین میباشد را به کسی که به شدت از آن ناراحت و عصبانی میباشید پرتاب کنید. اتفاقی که می‌افتد این است ابتدا دست های خودتان کثیف میشود. یاد داستانی افتادم که خالی از لطف نیست روزی پیرمردی از دست یک کودک عصبانی شد و گفت که گوش هایت را میگیرم و دور شهر می چرخانم. کودک بازیگوش جواب داد اگر مرا دور شهر به چرخانی خودت هم با من دور شهر می چرخی. پس نتیجه میگیریم ترمز دستی نفرین و انرژی منفی برای افرادی که ما را ناراحت کردند باید کشیده شود.

 

مرحله دوم دفترچه جادویی:

برای اینکه بتوانیم دیگران را ببخشیم باید برای آنها دعای خیر کنیم . چقدر زیبا میگه خانم کاترین پاندر هر کس بیشتر تو را آزار می‌دهد بیشتر به دعای خیر تو نیاز دارد. یک دفترچه بخرید و شروع کنید برای کسانی که شما را میرنجانند خیر و برکت بخواهید. یکی از سخت ترین کارهای زندگی همین میباشد. اینکه بتوانیم دیگران را ببخشیم. بخشیدن بدین معنا نیست که بی خیال دردی شویم که آنها به جان ما وارد کردند. بلکه تبدیل درد به نقطه قوت و یک خاطره خوب تعریف بخشش میباشد. کسی که به شما خیانت کرده اکنون در دفترچه شما و از طرف شما دعای خیر می شود. این اتفاق باید بیفتد تا شما سبک شوید. تا شما پرواز کنید. برای اینکه دیگران را ببخشید باید روزانه ۵ تا ۱۰ مورد بصورت دقیق برای آن افراد انرژی مثبت و دعای خیر داشته باشید. باید باید باید باید در دفترچه شما دعای خیرتان نوشته بشود.

چگونه دیگران را ببخشیم؟

برای خواندن آخرین مقاله درمورد اگر خیانت دیدیم چه کنیم؟ اینجا کلیک کنید.

اگر خیانت دیدیم چه کنیم؟

اگر خیانت دیدیم چه کنیم؟

بعد از خیانت همسر چه کنیم؟

اگر خیانت دیدیم چه کنیم؟ تا وقتی که از خیانت همسرتان مطمئن نشدید نباید رفتاری مشکوک انجام دهید اما پس از به اثبات رسیدن رفتار او باید برای حفظ خود و انجام بهترین واکنش در برابر او صحیح برخورد بکنید.

زندگی با همسر خیانتکار شاید یکی از دشوار ترین کارهاییست که تا به حال مجبور به انجام آن بوده اید. زمان تصمیم گیری در مورد اینکه چه برخورد با خیانت زن و چه خیانت زن، هیچ جواب درستی وجود ندارد. همه کاری که می توانید انجام دهید این میباشد که با همسر خود ارتباط برقرار کنید، به صدای دلتان گوش بدهید، و تصمیم بگیرید آیا این رابطه ارزش حفظ کردن دارد یا نه.

روانشناس خوب در کرج

پس از خیانت همسرم می‌توانم مرزهایی مشخص کنم؟

به طور مشخص نخستین مرزی که باید معلوم شود این است که فریبکاری ادامه نداشته باشد. این مسئله ای میباشد که نباید در مورد آن بحث شود. شما باید بخواهید که دروغ‌ گویی بیشتر و پنهان کاری تمام شود.

چگونه بعد از خیانت همسر رفتار کنیم؟

خود را قضاوت نکنید:

خودتان را سرزنش نکنید و در مورد خود قضاوت نکنید. شما بعد از این ماجرا دچار احساسات  ضد و نقیضی خواهید شد. ترس، خشم، انتقام، شک، بی‌اعتمادی، حس حماقت و… از مواردی هستند که امکان دارد به سوی شما هجوم بیاورند. به‌ خود وقت بدهید که از پس این احساسات بر بیایید و تصمیم صحیحی را بگیرید. زندگی مشترک‌تان را با این احساسات مورد قضاوت قرار ندهید و قبل از آن‌که از پس این تناقضات بر بیایید در مورد ماندن یا رفتن تصمیم نگیرید.

 

با یکدیگر حرف بزنید:

به صحبت های هم خوب گوش دهید و بین حرف دیگری نپرید. به هم احترام بگذارید و اجازه دهید موضوعات کاملا روشن شود. فهمیدن به معنی قبول کردن نیست. احساساتی مثل عصبانیت، شرم، ترس و گریه طبیعی بوده و جزو فرایندی است که باید بگذرد. تلاش کنید احساساتتان را بدون بی احترامی به هم و خشونت لفظی یا جسمی یا تهدید به ترک طرف مقابل بیان کنید. چنانچه نمیتوانید این کار را به تنهایی انجام دهید از یک روان شناس کمک بگیرید.

 

از خودتان مراقبت کنید:

زمانی که متوجه روابط مخفی همسر خود می شوید، علاوه بر مشکلات روحی دچار مشکلات جسمی مثل : حالت تهوع و استفراغ، اسهال، مشکلات مربوط به خواب ( بی خوابی و یا پر خوابی)، لرزش، اختلال حواس، کم غذایی و کم اشتهایی هم می شوید که باید در این موقعیت از خود بیشتر مراقبت بکنید.

 

به سرعت واکنش نشان ندهید:

نباید به سرعت واکنش نشان دهید و از همسرتان جدا شوید نخست باید درمورد این مسئله قدری فکر کنید و وقت کافی برای فکر کردن و تصمیم گیری را به خود بدهید و همه فکر خود را به خیانت همسر درگیر نکنید بلکه مسایل دیگر را هم درنظر بگیرید.

برای خود وقت بگذارید:

کمی از وقت خود را صرف دیدن فیلم های خنده دار تلویزیونی کنید و با کسانی بگذرانید که خنده بر لب شما می آورند چون زندگی هنوز ادامه دارد و خندیدن طبیعی و علامت سلامتی شخص میباشد.

فکر کردن همیشه به خیانت می تواند شما را به طور کلی از زندگی دور کرده و روی شرایط روحی و کاری شما اثر گذار باشد. سبب ناراحتی بیشتر می شود و قدرت تفکر و تمرکز را از بین می برد. ولی برای مدیریت شرایط و تصمیم درست بهتر است اول از همه شرایط خود را مدیریت و وضعیت روحی خود را کنترل کنید.

روانشناس خوب در کرج

بیش از اندازه بر روی نفر سوم حساس نشوید:

اگر می خواهید به سرعت دیوانه شوید، پس می توانید یک میلیون سوال در باره آن مرد یا زن بپرسید، ساعتها پروفایل فیس بوک وی را دنبال کنید، و یا حتی تلاش کنید یک نظر آن فرد را ببینید. امکان دارد فکر کنید که دانستن همه چیز درباره این شخص می تواند به شما کمک کند ببینید چه چیزی در رابطه شما اشتباه بوده، ولی در حقیقت، این کار هیچ جوابی به شما نمی دهد، حتی درد و غم شما را هم اضافه خواهد کرد.

 

درک بهتر اتفاق و پذیرفتن آن:

بسیار مهمه که خیانت را توجیه نکنید و باید قبول کنید چه خیانت زن و چه مردان اتفاقی قابل توجیه نیست ولی از طرفی هم نباید بدون فکر و تحلیل ابعاد خیانت و علل آن واکنش نشان دهید.

باید با همسر خود حرف بزنید و سخنان او را بشنوید و به علل آن فکر کنید و احساسات خود را مدیریت کنید تا بتوانید به درک مناسبی برای تصمیم گیری برسید.

با تنبیه همسر خود تنها اوقات تلخی بیشتری درست می کنید و سبب می شوید رابطه تان حتی بدتر هم بشود. خوب است که مدتی از هم دور بمانید و سردتر و دورتر از قبل باشید، ولی بی رحمی کردن هیچ چیز را بهتر نخواهد کرد.

اگر خیانت دیدیم چه کنیم؟

در مورد این مساله با همسرتان صحبت کنید:

همه سوالاتی که دارید از او بپرسید تا بفهمید در لحظه ای که به شما خیانت می کرده چه فکری در رابطه با شما داشته و آیا زمان انجام این کار، اصلا فکر می کرده که به شما خیانت می کند یا خیر؟

روانشناس خوب در کرج

روانشناس خوب

تعریف روانشناسی:

روانشناس خوب در کرج : علمی میباشد که رفتارها و فرآیندهای ذهن انسان را مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد. علم روان‌شناسی موضوعاتی همچون عملکرد ذهن ، احساسات ، شناخت ، عواطف ، ادراک ، تمرکز ، روابط بین فردی و اجتماعی ، روابط خانوادگی ، شخصیت شناسی و رفتارهای فرد را هم در بر میگیرد.

به چه کسی روانشناس گفته میشود؟

دکتر روانشناس دارای تخصص های گوناگون و مهارت های متفاوتی از جمله:

  • متخصص زنان،
  • مردان، خانواده،
  • روانسنجی

و ویژگی های آنها، دکتر روانشناس ازدواج، از قبل تا بعد از آن و همچنین متخصص تربیت و آسیب های کودکان میباشد، که این مهارت ها کاملا متفاوت با رشته ها و تخصص های بالا می باشد.

مزایای استفاده از یک مشاور با تخصص دکترا به شما این امکان را میدهد تا به راحتی و به صورت علمی با شما برخورد بشود و مشکل شما به سادگی حل شود.

روانشناس باید چه ویژگی هایی شخصیتی داشته باشند:

سلامت روانی:

او از سلامت روانی برخوردار باشد و به سلامت خود اهمیت بدهد چون دیدگاه مردم به روانشناس این میباشد که او باید خود از هرگونه خشم و حالت های تهاجمی به دور باشد وگرنه چگونه می توان به او اعتماد کرد.

علاقه وی به یادگیری علم روانشناسی روز:

یک روانشناس خوب باید علم و آگاهی خود را نسبت به مسائل روز دنیا افزایش بدهد که این آگاهی ها را می تواند از انجمن روانشناسی آمریکا و یا منابع دیگر کسب بکند.

او نباید خود را به دانستنی های قبلیش محدود کند چون با پیشرفت علم و صنعت و ماشینی شدن جامعه کنونی، رفتار و کردار و طرز تفکر انسان ها نیز دستخوش تغییر و تحول شده.

وظایف روانشناس:

روانشناس با به کارگیری روش های آموزشی و روان درمانی بیماری های روانی شامل اختلالات شخصیتی ، وسواس ، اضطراب ، خشونت ،پانیک ، پوبیا  را درمان می کند.

یک روانشناس علاوه بر درمان قادر به مشاوره های تحصیلی ، شغلی ، ازدواج ، کودک می باشد.

روانشناس به تعلیم و تربیت و آموزش شیوه های صحیح تفکر و رفتار می پردازد.

۱-راهنمایی:

راهنمایی در عرصه ی روانشناسی سه وی‍ژگی دارد:

  • ۱) راهنمایی شغلی
  • ۲) راهنمایی کودک
  • ۳) راهنمایی آموزش.

در این روش معمولا مراجعه کننده پرسش هایی دارد که روانشناس به آنها جواب می دهد و در موارد ضروری توصیه هایی میکند که از سوی مراجعه کننده پذیرفته می شود، لذا برای حل مشکلات اساسی و پیچیده روانشناختی روش متناسبی نمی باشد.

روانشناس خوب در کرج

۲-مشاوره:

مشاوره یک فرآیند کمکی و تعاملی یاورانه میباشد که از طریق رابطه ای بین دو نفرکه مشاور و مراجع می باشند انجام می گیرد.

در این رابطه، روانشناس با داشتن مهارت ها و آگاهی های علمی و حرفه ای تلاش میکند مراجع را با روش هایی منطبق بر نیازمندی هایش یاری کند.

تا هر چه بیشتر درباره ی خود بیاموزد و بینشی را که به این طریق درباره ی خود کسب می کند در رابطه با هدف های معین، واقع بینانه، ادراک شده بطور مؤثری مورد استفاده قرار دهد و در نتیجه فردی سعادتمند و عضوی سازنده برای جامعه باشد.

۳-روان درمانی:

مهمترین نوع مداخلات روانشناختی میباشد که در زمینه اختلالات و بیماری های روانی بکار گرفته می شود.

روان درمانی فعالیتی هدفمند ، تخصصی و بسیار حساس میباشد که نیازمند آموزش، هنر درمان، مهارت و تسلط خاص میباشد.

مانند روان درمانی وسواس یا افسردگی. نکته قابل ذکر این میباشد که مداخلات روانشناختی و اثر بخشی آنها در یک جلسه امکان پذیر نمیباشد و نیازمند تعداد جلسات متداول می باشد، حتی در بسیاری از موارد، جلسات پیگیری بعد ازپایان دوره هم ضروری است.

لذا دیدگاه پزشکی به فعالیت روانشناسان بدین ترتیب میباشد که پس از یک معاینه نسخه ای بصورت دستورات درمانی ارائه گردد و در یک یا دو جلسه پایان یابد مسلما دیدگاهی غیر علمی و غیرروانشناختی میباشد.

روانشناسی بالینی چیست؟

رشته ای از روان‌شناسی میباشد که به فهم، پیش‌بینی و بهبود نابهنجاری ها، ناتوانی و آشفتگی‌های شناختی، هیجانی، زیست شناختی، روان‌شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک می‌کند و در بخش وسیعی از جمعیت‌های در جستجوی درمان نقش دارد کاربردهای چند‌گانه آن شامل:

  1. ارزیابی و تشخیص،
  2. مداخله و درمان،
  3. مشاوره،
  4. آموزش و نظارت بر کار روان‌درمانگرها،
  5. پژوهش و مدیریت.

عمده کارهای روانشناس بالینی در راستای درمان و تشخیص، آموزش و پژوهش میباشد .

اکثریت روانشناسان در این رشته مشغول به کار هستند

. یعنی رشته‌ای که سر و کارش با کاربرد اصول روان شناختی در امر تشخیص و درمان معضلات رفتاری و عاطفی میباشد.

مثلاً بیماری روانی، بزهکاری نوجوانان، رفتارهایی که منجر به جرم می شود، اعتیاد به داروها، عقب‌ماندگی ذهنی، جدال های زناشویی و خانوادگی، و سایر معضلات کم سازگاری.

روان‌شناسی بالینی می‌تواند در تیمارستان ، دادگاه‌های کودکان یا ارگان های نظارت بر تبهکاران ، درمانگاه‌های بهداشت روانی، نهادهای ویژه با روان‌پزشکی، رابطه تنگاتنگی داشته باشد.

منبع: کانون مشاوران ایران

روانشناس خوب در کرج

10 ویژگی همسر خوب

۱۰ ویژگی همسر خوب

۱۰ ویژگی همسر خوب:

۱٫ اهداف مشابه با شما دارد:

اکثر ازدواج ها موفق نمی شوند، چون دو نفر اهداف متفاوتی را دارند ؛ در مورد کار روی اهداف تان صحبت نکرده ایم، درباره اهداف خانواده و اهداف زندگی صحبت میکنیم.

اگر شریک زندگیتان با شما در مورد چیزهایی مانند تعداد فرزندان، یا جایی که خانه تان باشد یا چیزهای بزرگ دیگر، با شما موافق است، بعید است که در آینده باهم ناموافق شوید.

۲٫ او شما را قضاوت نمی کند:

همه ما منحصر بفرد هستیم و سخت است که کسی را پیدا کنیم که چیز عجیبی نداشته باشد بنابراین، اگر فکر می کنید یکی از این افراد میباشید و شریک زندگی شما چیزی در مورد آن چیزهای عجیب و غریب شما نمی گوید یا از شما نمی خواهد که این کارها را متوقف کنید، پس شما را بعنوان کسی که هستید، دوست دارد.

۳٫ اعضای خانواده او، شما را دوست دارند:

این یکی از سخت ترین چیزهایی میباشد که باید انجام دهید، این است که خانواده او را دوست داشته باشید و آنها را خوشحال کنید.

۴٫ او وقتی که نیاز به پشتیبانی دارد،سراغ شما می آید:

پس از یک روز بد در محل کار و یا پس از یک بحث بزرگ با مادر خود، اگر او مستقیما به سمت شما می آید، بنابراین شما می توانید او را بغل کنید و دو نفری باهم در مورد آن موضوع ها صحبت بکنید، او می داند که شما احساس او را بهتر می کنید.

یک همسر خوب در شرایطی که نیاز به درد و دل دارد نه پیش دوستانش می رود و نه کار دیگری انجام می دهد فقط شما. او می داند شما برای او هستید، بنابراین می تواند بر روی شما حساب کند و شما هم میتوانید به او تکیه کنید.

روانشناس خوب در کرج

۵٫ هیچ رازی را از شما پنهان نمی کند :

معمولا مردان چیزهایی راجع به زندگی خود را با دیگران به اشتراک نمی گذارند نه تنها با شما. اما اگر فکر می کنید که او درباره همه چیزی که به عنوان راز از همه پنهان می کند و باشما درباره آنها صحبت می کند، پس به شما اعتماد دارد و بدون شک شما را دوست دارد.

۶٫ او تصمیمات خود را پس از اینکه درباره تاثیرش روی شما فکر کند، می گیرد :

اگر او پیشنهاد شغلی بزرگی دریافت کند و تصمیم بگیرد که آن را بلافاصله قبول نکند، زیرا می خواهد با شما درباره آن صحبت کند، زیرا نگران شما است ؛ کار او ممکن است در یک شهر جدید یا یک کشور جدید تنظیم شود، به طوری که او نمی خواهد که شما احساس کنید که به زور باید با او کنار بیایید.

شما ممکن است برای او به اندازه کافی خوشحال باشید که بدون در نظر گرفتن این مسائل به او بگویید که قبول کند، اما نکته این میباشد که او می خواهد تصمیم گیری را با شما انجام دهد، چیزی که برایتان یک مشکل است.

۷٫ او آینده خود را با شما تصور می کند:

اگر او در مورد اینکه چگونه شما دو تا با هم برای چندین دهه کنار خواهم خواهید بود، صحبت می کند و در زمان بازنشستگی چه نوع خانه ای خواهید داشت، یعنی او در حال حاضر در مورد ازدواج با شما فکر می کند.

۸٫ او می خواهد بیش از یک اتاق خواب با شما داشته باشد:

اگر او از شما می خواهد حساب مشترکی را با او باز کنید، پس به اندازه کافی به شما اعتماد دارد که می خواهد این کار را انجام دهد این نشانه ها را از دست ندهید زیرا او می خواهد شما را به بخش مهمی از زندگی اش تبدیل کند.

۹٫همیشه می خواهد دعوا را متوقف کند :

اگر همواره بین شماها دعواست و او کسی که می خواهد دعوا را آرام کند، می توانید او را واقعا یک همسر خوب بدانید، چون او یک شوهر خوب برای شماست. او نمی خواهد دعوا کند، چرا که شما را دوست دارد و هیچ ارتباط بدی با شما ندارد.

اگر او اغلب اوقات به شما می گوید تقصیر اوست، فقط می خواهد که دعوا را به پایان برساند، بنابراین می توانید هر دو به عقب برگردید تا با عشق با یکدیگر زندگی کنید. او نمی خواهد دعوا کند یا اثبات کند که حق با اوست، فقط می خواهد دو نفری با همدیگر خوب باشید.

۱۰٫ برایش مهم میباشد که با دوستان متاهل خود ارتباط سالم داشته باشد :

برخی از مردان از دوستانی که تازه ازدواج کرده اند فاصله می گیرند؛ زیرا با ازدواج راحت نیستند. اگر مرد شما با دوستان خوبش که ازدواج کرده اند، در ارتباط است، پس احتمال دارد که این مورد را به خودش نیز اختصاص بدهد.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

۱۰ ویژگی همسر خوب

برای خواندن آخرین مقاله درمورد حفظ تعادل در رابطه اینجا کلیک کنید.

حفظ تعادل در رابطه

حفظ تعادل در رابطه

حفظ تعادل در رابطه : از نگاه من، تعادل جایگاهی در وسط میباشد. نقطه‌ای در میانه که از خواص دو سوی یک ویژگی بهره برده ولی به هیچ طرف سنگینی نمی‌کند. اهرم نمونهٔ مناسبی از تعریف تعادل میباشد. همیشه به سمتی خم می‌شود تا زمانی که در دو طرف آن وزنهٔ یکسان قرار دهیم.

می‌توان تعادل را هر چیزی یافت. در کار، زندگی، رابطه ی اجتماعی و… و در مقابل، اعتیاد یکی از نشانه‌های خارج شدن از تعادل میباشد و دلیلش کمبود یا نبود توجه در آن قسمت است؛ مانند اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی که از کمبود کیفی رابطه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد.

در رفتارهای کند و تند، تصمیم‌های احساسی و منطقی یا نبود اولویت به کار یا زندگی و در هرجایی که بتوان دوگانگی تعریف کرد، بی‌تعادلی ممکن میباشد.

روابط نیز از این موضوع مستثنا نمیباشد. زمانی که می‌توان آن را به رابطه ی دور و نزدیک تقسیم کرد و انتظار تغییر داشت، پس براحتی می‌توان عدم تعادل را مشاهده کرد.

ریشه ی عدم تعادل در روابط کجاست؟

از دیدگاه من، ریشه ی آن در خودآگاه و ناخودآگاه نهفته میباشد. بخشی از آن مربوط به کنش و واکنش‌هایی میباشد که سعی می‌کنیم به‌اصطلاح «آگاهانه» باشد و قسمتی دیگر ریشه‌ در ذهنیت و باورمان دارد که رابطه‌ها (افراد) را خوب و بد، عاقل و نادان، مهربان یا نامهربان می‌بیند.

ازاونجایی‌که برای ذهن گیجی چندان خوشایند نیست و نمی‌تواند در مورد شخصی وضعیتی نامشخص داشته باشد، دائم در حال تفکیک، جدا کردن و تقسیم افراد به دایره‌های دور و نزدیک است.

به رفتاری جذب می‌شویم چون از آن لذت می‌بریم و از دیگری طرد می‌شویم چون برایمان خوشایند نمیباشد. همین علت باعث می‌شود که به سمتی بیش‌ازحد جذب شویم و از سوی دیگر به‌شدت دور شویم که درنهایت بی‌تعادلی شکل می‌گیرد.

چطور می‌توان بی‌تعادلی را تشخیص داد؟

در چندین حالت:

  • زمانی که نگه‌داشتن حد میانه دشوار می‌شود و رفتارمان دائم در نوسان است؛
  • شرایطی که به‌سختی بتوان به نظر، رفتار و رویکردی دیدگاه بی‌طرف داشت؛
  • موقعیتی که درک دیگری، ممکن نباشد.

همچنین این شرایط درجایی برای خود و دیگری نمایان می‌شود که سطح رابطه در کوتاه زمانی، بسیار کم یا بسیار زیاد تغییر بکند. بطور مثال:

  • تعداد دفعات دیدار یا شنیدار بسیار زیاد یا کم می‌شود؛
  • میزان دل‌تنگی به‌شدت بالا می‌رود یا پایین می‌آید؛
  • سطح وابستگی بسیار کم‌وزیاد می‌شود.

این‌ها نمودارهای تغییری برای تشخیص رابطه‌های نامتعادل میباشد؛ یعنی اگر در طول زمان کوتاهی، هرکدامش رشد (بالا و پایین) محسوسی کرد، آنگاه می‌توان بی‌تعادلی در رابطه را انتظار داشت.

منظورم از رشد، سعودی یا نزولی میباشد. رشد به معنی حرکت میباشد. گاهی به بالا سعود و گاهی به پایین سقوط می‌کند. مثلاً اگر تعداد دفعات دیدار با دوستی از یک‌بار در هفته به‌یکبار در ماه رسید، آنگاه رشد نزولی دارد.

در طبیعت هم‌چنین میباشد. برای رشد، روندی وجود دارد و هرگز یک‌دفعه نیست؛ مانند روند زیاد یا کم شدن سطح آب، سرد یا گرم شدن در تغییر فصل. درواقع سرعت روند رشد است که می‌تواند ما را از شرایط بی‌تعادلی مطلع بکند؛ مانند شدت خشک شدن دریاچهٔ ارومیه، پایین آمدن یک‌بارهٔ سطح آب و روند تصاعدی انقراض یوزپلنگ.

در مثال‌های بالا، زمانی رویدادها توجه برانگیز میباشد که از روند طبیعی خود خارج می‌شود و میزان رشد سعودی و نزولی آن نامتعادل است.

همین رویه را می‌توان در طبیعت رابطه‌های خود نیز جویا شد. در این شرایط هیچ‌گاه از رشد یا تخریب یک‌بارهٔ رابطه متعجب نمی‌شویم چراکه چیزی به نام اتفاق‌های «آنی» در رابطهٔ متعادل وجود ندارد و همه‌چیزی روندی است که بالا و پایین دارد.

اگر در دوری و نزدیکی، کدورت و آشتی یا رفاقت و قضاوت رابطه‌ای، روندی مشاهده می‌شود آنگاه شرایط برای متعادل کردن آن هموارتر است. ولی اگر بجای توجه به این نکات، فرافکنی کنیم، دنبال مقصر باشیم و در جایگاه قربانی بایستیم، آنگاه نمی‌توان چندان امیدی با بازگشت رابطه داشت.

حفظ تعادل در رابطه

روانشناس خوب در کرج

پیشنهادهایی برای تعادل در رابطه:

پذیرش:

بسیاری از مشکلات در روابط زمانی نمایان می‌شود که ما توانایی پذیرش دیگری به آنچه هست را نداریم. برعکس مایلیم او نیز همانند آنچه ما می‌پنداریم و می‌پسندیم رفتار کند. این نگاه از همان تقسیم‌بندی خوب و بد، زشت و زیبا یا حق و ناحق پرورش‌یافته است.

پذیرفتن دیگری، شرایطی برای ایجاد صمیمیت و راحتی، حس پذیرفته شدن و امنیت در فرد مقابل میباشد. با نیت پذیرش رفتار، گفتار و کردار دیگری می‌توان سعی کرد برچسب‌ها را تا حد توان حذف کنیم و تا زمانی که آسیبی از دیگری به ما نرسد، رفتاری زشت و زیبا، گفتاری خوب و بد یا کرداری حق یا ناحق نیست.

لازم نیست باکسی موافق بود ولی هم‌ زمان نیازی هم به مقابله با آن نیست.

هرچه توانایی پذیرش ما برای دیدگاه‌های متفاوت بیشتر بشود، مهارت تعامل با محیط نیز افزایش پیدا می‌کند.

نگاه شامل:

زمانی که ما فردی، دیدگاه یا نظری را بخشی از خودمان می‌دانیم، پذیرش آن آسان تر می‌شود؛ یعنی به‌جای جدا کردن و تقسیم‌بندی به خودی و غیرخودی، می‌توان آن را بخشی از خودمان دانست. این همان روشی میباشد که در تمام ادیان، ما را به پذیرش خواهر و برادرهای معنوی خود دعوت می‌کند.

اکنون زمان آن رسیده تا دنیا را با نگاه شامل و سخاوتمندی تسخیر کنیم و نه با جنگ و نیروی خشن.
– سادگورو

گفت‌وگو:

بهترین روش برای حل‌وفصل مشکل‌های میان دو نفر، گفت‌وگو میباشد. در این روش اول می‌شنویم و بعد سخن می‌گوییم. به ترتیب واژهٔ گفت‌وگو توجه داشته باش.

حفظ تعادل در رابطه

برای خواندن آخرین مقاله درمورد چرا باید کتاب بخوانیم اینجا کلیک کنید.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

چرا باید کتاب بخوانیم؟

چرا باید کتاب بخوانیم؟

چرا باید کتاب بخوانیم ؟

با خواندن کتاب‌های مختلف شما با هر مسئله‌ای بارها از زوایای مختلف روبرو می‌شوید. مثل اینکه کسی نقشه فرار را روبروی شما گرفته باشد! تمامی راه‌ها و انتخاب‌ها برای شما روشن و واضح‌ میباشند. شما بارها در قالب شخصیت‌های متفاوت زندگی کرده‌اید و تصمیم‌های متفاوتی گرفته‌اید. شما کم کم همان پیر خردمندی می‌شوید که در تمام داستان‌ها حسرتش را می‌خوردید! حقیقت جالبی که در مورد اکثر انسان‌ها وجود دارد آرزوی زیستن چندباره و تجربه زندگی‌های متفاوت میباشد، اما اکثر آن‌ها از این تجربه‌ای که به راحتی در اختیار آن‌ها گذاشته شده غافل‌اند! کتاب خوب! ماشین زمانی که همه، سال‌ها از آرزوی داشتنش دم می‌زنند همان ادبیات میباشد! شما با مطالعه در زمان سفر می‌کنید. (بسیار سفر باید تا پخته شود خامی…)

ذهن شما بصورت ناخودآگاه سرشار از کلمات و لغات میباشد، پس بصورت ناخوداگاه شما خیلی بهتر از بقیه قادر به توضیح درونیات و تفکرات و باز کردن مسایل میباشید. شما با انواع استعاره و توصیف در کتاب‌ها مواجه شده‌اید پس به راحتی استعاره پنهان پشت هرچیزی را درک می‌کنید. زندگی ما و این دنیا یک استعاره بزرگ میباشد و چطور بدون درکی از ادبیات می‌توانیم از این استعاره رازگشایی کنیم؟

نحوه دریافت شما بعنوان یک فرد کتاب‌خوان حتی از یک فیلم هم بسیار متفاوت‌تر از یک فرد عادی خواهد بود. شما در بحث‌ها خیلی راحت‌تر از یک فرد غیر کتاب‌خوان موفق به توضیح و صحبت کردن می‌شوید. دیدگاه شما نسبت به خیلی از مسایل بازتر و وسیع می‌شود و براحتی می‌توانید تصمیماتی بگیرید که زندگی شما را از اشتباه و تجربه‌های بد خالی کند.

در دنیای امروز چیزی که بیشتر از هر موضوعی اهمیت دارد شخصی‌سازی میباشد. همه سعی در شخصی‌سازی و درست کردن سبک و روش‌های شخصی برای زندگی‌شان میباشند. چیزهایی که نشان دهد من با دیگری متفاوت هستم. من سبک و عقیده خود را دارم. هیچ‌چیز به اندازه کتاب خواندن شما را در شخصی‌سازی موفق نمی‌کند. ذهن شما قدرت پردازش و دریافت عمیقی پیدا می‌کند که ناخوداگاه سبک زندگی و عقاید شما را تحت شعاع قرار می‌دهد. این تغییر است که شما را از بقیه متفاوت می‌کند نه صرف بیان یک جمله از فلان نویسنده در فلان کتاب!

چرا باید کتاب بخوانیم؟

ادبیات به نجات زندگی آدم‌ها برخاسته. ادبیات دست شما را باز گذاشته که با خواندن یک کتاب خوب به تحول برسید که در زندگی عادی شاید هرگز به آن نمی‌رسیدید! ادبیات به شما قدرت فوق‌العاده تصور و تخیل را می‌دهد. این اجازه که خود را جای کس دیگری بگذارید که با همذات پنداری به تصفیه روح و روان خود برسید. شما با خواندن یک کتاب تاریخی و ستم‌هایی که به انسان‌های دیگر روا شده و با قدرت همذات پنداری به درک عظیمی از زندگی می‌رسید. رنج تمام انسان‌ها رنج شخصی خود شما است پس دیگر نمی‌توانید به ظلم و تبعیض بی‌تفاوت باشید نمی‌توانید خشونت نشان بدهید. ادبیات به شما این اجازه را می‌دهد که با خواندن یک کتاب خوب خود واقعی‌تان را پیدا بکنید با خواندن یک داستان به فلسفه و خودشناسی برسید. ادبیات عظیم‌ترین موتور محرک روح انسان میباشد چون شما را قادر می‌سازد با خواندن یک داستان به تاریخ یا اجتماع – سیاست – فلسفه – روانشناسی و غیره برسید، فکر کنید و بفهمید.

تفاوات اصلی ادبیات با سایر رشته‌ها در همین میباشد. شما نمی‌توانید یک کتاب صرف فلسفه یا سیاست بخوانید و به همه مفاهیم ذهنی دیگر هم دست بیابید. اما ادبیات زندگیست. چرا؟ چون دقیقا مثل خود زندگی همه چیز را با هم دارد و در بر می‌گیرد.

خیلی از افرادی که اهل مطالعه میباشند خوانندگان ادبیات داستانی را جز خوانندگان جدی نمی‌شمارند! این افراد در اشتباه محض‌اند! ادبیات همه آن چیزی است که ما برای زندگی کردن لازم داریم. یک کتاب خوب می‌تواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد. داستان‌ها بیشتر از هر مرجع دیگری به شما آموزش می‌دهند. یک نویسنده بعنوان یک انسان می‌خواهد بهترین و عمیق‌ترین دریافت خود از زندگی‌اش را بنویسد و در اختیار مخاطب قرار بدهد، خواندن این بسته اطلاعاتی فشرده دقیقا مانند همان عصاره کیمیاگری میباشد که بعد سال‌های آزمون و خطا و تجربه به دست آمده و در چند قطره جمع شده است. هر کتاب خوب همان محلول کیمیاگری از انسانی بزرگ است. چطور می‌توانید از سرکشیدن محلول خودداری کنید؟

ما اینجاییم که زندگی کنیم. اما چطور می‌توان بهتر زندگی کرد؟ مثل تمام چیزهای دیگر با تمرین! کتاب خوب همان تمرینی میباشد که ما را برای غلبه بر این زندگی غیرقابل پیش‌بینی کار کشته می‌کند! ادبیات همان مربی سختکوشی است که عرق شما را خشک می‌کند و شما را به داخل رینگ می‌فرستد!

مقاومت نکنید! کتاب خوب بخوانید. شما نمی‌دانید اما شاید در کتابی که می‌خوانید جمله‌ای، شخصیتی و یا کلیدی برای قفل درون شما وجود داشته باشد. از باز کردن و وسیع شدن روح خود نترسید. از اینکه در سن کم به تجربه تمام دنیا برسید نترسید. قطعا احساس پیری نخواهید کرد! شما کم کم به قدرت انتخاب و آزادی و رهایی می‌رسید که دیگر به هرچیزی تن نمی‌دهید، خود را اسیر زندگی روزمره و بی‌ارزش نمی‌کنید. ممکن است دیگران مطالعه های شما را مسخره کنند چون ترس همین تفاوت‌ها راحت‌شان نمی‌گذارد. ترس اینکه نکند او سهم بیشتری از زندگی ببرد و من نه! چون به تدریج شما به زندگی و مجموعه رفتارها و انتخاب‌هایی می‌رسید که بسیار انسانی‌تر و رهاتر از زندگی یک فرد غیر کتاب‌خوان میباشد.

پس هر زمان دیگری که کسی از شما پرسید چرا کتاب می‌خوانی؟ بگویید چون از بزرگ شدن روحم ابایی ندارم. چون من انسان حریصی میباشم و می‌خواهم به جای هزاران نفر زندگی کنم.

چرا باید کتاب بخوانیم؟؟

جهت ارتباط با روانشناس خوب در کرج با ما در ارتباط باشید.

برای خواندن آخرین مقاله درمورد اختلالات جنسی اینجا کلیک کنید.

انواع اختلالات شخصیتی

انواع اختلالات شخصیتی

انواع اختلالات شخصیتی

اختلالات دسته الف:

مبتلایان به اختلالات دسته اول اغلب عجیب و غیب و غیرعادی به نظر می رسند.

این دسته از اختلالات شامل سه موارد زیر است:

  1. اختلال شخصیت پارانویایی:فرد مبتلا به این بیماری که در اصطلاح عامه “شکاک” نامیده میشود بی‌اعتمادی و سوءظن شدیدی نسبت به دیگران دارد، توانایی اعتماد کردن ندارد، پیوسته کینه دیگران را به دل می‌گیرد و اعتقا دارد که دیگران از او سوء استفاده می کنند.
  1. اختلال شخصیت اسکیزوئید:مهم ترین ویژگی های این بیماری انزوا و کناره گیری، شرکت نکردن در فعالیت های روزمره و اهمیت ندادن به دیگران میباشد. مبتلا به این بیماری اغلب به فعالیت های انفرادی تمایل دارد، از فعالیت های اندکی لذت می برد، دوستان زیادی ندارد و از نظر عاطفی و جنسی سرد میباشد.
  2. اختلال شخصیت اسکیزوتایپی:شخص مبتلا به این نوع اختلال که به شدت از نظر دیگران عجیب و غیرعادی به شمار می رود دارای تفکرات سحرآمیز و عقاید خرافی گوناگون میباشد، دچار اشتباهات حسی و مسخ واقعیت است و اتفاقات عادی را به امور متافیزیکی و موجودات ماورایی نسبت می دهد، رفتار و گفتار بعضا عجیبی دارد و نسبت به دیگران بدگمانی ها و سوءظن های پارانوئید دارد.

انواع اختلالات شخصیتی

اختلالات دسته ب:

مبتلایان به این دسته از اختلالات اغلب هیجانی و دمدمی به نظر می رسند و دارای رفتار نمایشی میباشند.

اختلالات این دسته چهار مورد زیر را شامل می شود:

  1. اختلال شخصیت ضد اجتماعی:بیمار مبتلا به این نوع از اختلال توانایی مطابقت دادن خود با موازین اجتماعی را ندارد، به حقوق دیگران تجاوز کرده و مرتکب رفتارهای مجرمانه می گردد، توانایی برنامه ریزی برای آینده را ندارد، فریبکار، دروغگو، پرخاشگر و بی احتیاط میباشد.
  2. اختلال شخصیت مرزی:ویژگی اصلی این نوع اختلال ناپایداری و بی ثباتی در خلق و خو و روابط با دیگران میباشد. فرد دچار اختلال شخصیت مرزی درک ثابتی از هویت خود ندارد، احساس پوچی مزمن میکند، دست به اقداماتی می زند که برای وی آسیب هایی در بر دارد، اقدام به خودکشی و یا تهدید به آن می کند و حالت های عاطفی ناپایدار و متغیر دارد.
  3. اختلال شخصیت نمایشی:شخص مبتلا به این بیماری تمایل شدیدی به جلب توجه دارد، در موقعیت هایی که در کانون توجه قرار ندارد ناراحت میباشد، ظاهر متفاوتی دارد، گفتارش سرشار از اغراق در مورد هیجانات شخصی است، روابط را از آنچه هست صمیمانه تر تلقی می کند و به شدت تلقین پذیر است.
  4. اختلال شخصیت خودشیفته:خصوصیت اصلی این اختلال خودمحوری، کمبود احساس همدلی با دیگران و خود مهم پنداری میباشد. فرد خودشیفته از بالا به بقیه نگاه می کند، در مورد موفقیت ها، زیبایی، قدرت، زیرکی و سایر ویژگی های مثبت خود به گونه اغراق آمیزی خیالبافی می کند، استثمارگر و نیازمند تحسین افراطی است و معتقد است دیگران به حال او غبطه می خورند.

روانشناس خوب در کرج

اختلالات دسته ج:

مبتلایان به این دسته از اختلالات اغلب مضطرب و بیمناک میباشند.

این دسته از اختلالات در بر گیرنده سه مورد زیر است:

  1. اختلال شخصیت اجتنابی:افراد مبتلا به این بیماری نسبت به طرد شدن بسیار حساس میباشند، علاقه شدیدی به برقراری ارتباط با دیگران دارند ولی از بیم پذیرفته نشدن از این روابط دوری می کنند.
    به علت ترس از انتقاد، مورد تمسخر قرار گرفتن و یا خرابکاری کمتر در روابط کاری و یا روابط صمیمانه درگیر می شوند کم رو میباشند و خود را از بقیه پایین تر می دانند.
  2. اختلال شخصیت وابسته:این اختلال با نیاز به حمایت از سوی اطرافیان، وابستگی و پذیرش سلطه دیگران همراه میباشد و فرد مبتلا به آن بدون راهنمایی دیگران قادر به تصمیم گیری و برنامه ریزی برای کارهای روزمره نیست، از رفتار نادرست دیگران انتقاد نمی کند تا مبادا حمایت آن ها را از دست بدهد و برای جلب محبت و حمایت دیگران دست به کارهایی می زند که برای وی ناخوشایند است.
  3. اختلال شخصیت وسواسی‌-‌جبری:در این اختلال کمال طلبی همراه با انعطاف ناپذیری بر فرد تسلط دارد. بیمار مبتلا به این اختلال به حدی دارای کمال طلبی میباشد که خود را در تکمیل تمام امور دخالت می دهد، در واگذاری امور به دیگران اکراه دارد، علاقه بیش از حد به کار داشته و تفریحات و روابط اجتماعی را قربانی کار می کند، بیش از حد منظم بوده و روی جزئیات امور حساسیت زیادی دارد، لجباز، انعطاف ناپذیر، خونسرد و خسیس میباشد.

برای رزرو وقت از روانشناس خوب در کرج با ما درتماس باشید.

برای خواندن آخرین مقاله درمورد زنگ خطر های دوران نامزدی اینجا کلیک کنید.

نکات مهم در زندگی زناشویی

نکات مهم در زندگی زناشویی

چند نکته در زندگی زناشویی:

نکات مهم در زندگی زناشویی

روانشناس خوب در کرج

احساس مسئولیت بکنید

برای اینکه یک زندگی زناشویی موفقی داشته باشید لازم میباشد که نقش خود را در رابطه تان بپذیرید و در زندگی مشترکتان مسئولیت پذیر باشید . با پذیرفتن مسئولیت در زندگی میتوانید با همسر خود ارتباط صمیمی برقرار بکنید.

به همسرتان احترام بگذارید:

اگر می خواهید زندگی مشترک خیلی خوبی داشته باشید به احساسات همسرتان اهمیت بدهید و هنگام تصمیم گیری درباره ی مسائل روزمره به نظرات همسرتان به اندازه ی کافی اهمیت بدهید و عقاید او را نیز جدی بگیرید.

یکدیگر را در آغوش بگیرید:

برای ایجاد یک ارتباط قوی با همسرتان تماس بدنی بیشتری با همسرتان برقرار بکنید مثلا او را ببوسید ، در آغوش بگیرید و یا دستانش را در دستانتان بگیرید . انجام این کارها سبب میشود در بدن شما اکسی توسین بیشتری آزاد شود و رابطه قوی تری با هم داشته باشید.

تفاوتهای یکدیگر را بپذیریم:

همه ما در زندگی مشترک با یکدیگر اختلاف نظر و تفاوت هایی را داریم اما یک زندگی زناشویی موفق زندگی میباشد که در آن زن و مرد تفاوت ها همدیگر را بپذیرند.

به شریک خود اعتماد کنید:

اگر همسر شما درباره ی چیز خصوصی و مهمی به شما اعتماد کرد و آن را با شما در میان گذاشت، هرگز نباید با بی فکری آن را با شخص دیگری در میان بگذارید زیرا این کار اعتماد را از بین می برد و هرگز از این مسائل به عنوان نقطه ضعف، در مشاجرات و بحث هایتان استفاده نکنید و به صداقت همسر خود احترام بگذارید.

از او قدردانی بکنید:

همیشه که نباید برای همسرتان هدیه های گران قیمت بخرید. شما می توانید با یک نوشته کوچک داخل بسته ناهار همسرتان قرار دهید تا او با خواندن آن احساس شادی کند . قدردانی از همسر باعث نزدیک شدن دلهایتان به یکدیگر خواهد شد چرا که با این کار به همسرتان می فهمانید که به او توجه و علاقه دارید .

روانشناس خوب در کرج

اجازه بدهید همسرتان زمانی را به خودش اختصاص دهد:

آقایان بعضی وقتها به تنهایی نیاز دارند و دوست ندارند مشکلاتشان را با دیگران در میان بگذارند در این مواقع به همسرتان اجازه دهید زمانی را به خود اختصاص دهند و با میل خود دوباره ارتباط برقرار کند و به ارتباطش پایبند باشد. بهتر است شما اگر همسرتان مایل به برقراری ارتبط بود به حرف هایش خوب گوش دهید و او را درک بکنید.

تلاش نکنید همسر خودرا را تغییر دهید:

اگر می خواهید همسرتان با شما ارتباط قوی و موثری برقرار کند و از شما فاصله نگیرد ، هرگز نخواهید همسرتان را تغییر دهید و به او نگویید که تو آن کسی که من می خواهم نیستی زیرا او این چنین از شما فاصله خواهد گرفت پس همسرتان را همانگونه که هست ، بپذیرید و تلاش کنید خوبی های همسرتان را ببینید .

این رفتارها را در اتاق خواب انجام ندهید:

برای داشتن یک ارتباط موثر نباید کارها و رفتارهایی را در اتاق خواب انجام دهید زیرا اتاق خوابتان تنها محل آرامش شما و ارتباط با همسرتان میباشد پس هرگز درون اتاق خواب جر و بحث و دعوا نکنید و مسائل کاری خود را وارد خانه نکنید . مشکلاتی مانند خستگی در اتاق خواب، عدم گفتگو، عصبانیت و … یک بیماری هستند که باید هر درمانی را برای مداوای آنها به کار ببرید و زندگیتان را مستحکم تر از قبل نمایید .

ارتباط صادقانه با همسر خود برقرار کنید:

هنگام حرف زدن با همسر خود احساسات و افکارتان را صادقانه بیان کنید چرا که همسرتان قادر نیست ذهن شما را بخواند و پی به احساس شما ببرد . اگر با همسر خود گفتگویی داشتید سعی کنید به حرف های او بدون خجالت دادن، مقصر دانستن و مشاجره ، گوش بدهید . عدم گفتگوی صادقانه و گوش ندادن به صحبت های همسر سبب رنجش، عصبانیت، و ناامیدی در ارتباط خواهد شد .

منصف باشید:

انصاف را به ارتباطتان برگردانید و آن را ارتقا بدهید و هنگام تقسیم وظایف، ابراز نیازها، اظهار نارضایتی، مدیریت مالی زندگی، پدر یا مادری کردن، و حمایت از دیگری انصاف داشته باشید .

ارتباط زناشویی را اولویت زندگیتان قرار بدهید:

اگر تا امروز در زندگی مشترک خود به مسائل دیگر مانند شغل، بچه، و علایق شخصی بیش از ارتباط زناشویی اهمیت داده اید ، با این کار ناخودآگاه زندگی خود را در آستانه نابودی قرار داده اید . پس برای داشتن یک زندگی خوب ارتباط زناشویی را اولویت اصلی زندگی قرار دهید زیرا هیچ چیز در زندگی زناشویی، مهم تر از ارتباط بین زن و شوهر نمیباشد.

با همسر خود به خوبی رفتار کنید:

بارها به این مورد مهم اشاره کرده ایم که با همسر خود با مهربانی، ملایمت، صبر و خودکنترلی رفتار بکنید و حتی اگر همسرتان گاهی رفتار بدی  داشت کارش را تلافی نکنید بلکه در جواب این رفتار با او مهربان و خوب باشید زیرا رفتار شما در او اثر می گذارد و باعث می شود تا او قدر شما را بداند .

جمله هایتان را با تو آغاز نکنید:

بجای اینکه همیشه در گفتگو با همسرتان از واژه تو استفاده نمایید جمله را با واژه ی “من” شروع بکنید زیرا اینگونه همسرتان احساس مقصر بودن نخواهد داشت . مثلا بگویید” من احساس می کنم داری طردم می کنی”. و خیلی شفاف به جای افکارتان، احساستان مانند ناراحتی، عصبانیت، خوشحالی، تنهایی، ناامیدی و … را با همسرتان در میان بگذارید زیرا اینگونه او میتوان ارتباط بهتری با شما برقرار کند.

انتقاد را کنار بگذارید:

همیشه کارها و رفتار خوب همسرتان را در نظر بگیرید و از او به خاطر خوبی هایش تشکر و قدردانی نمایید . بهتر است انتقاد را کنار بگذارید و هرگز روی رفتارهای همسرتان که شما را آزار می دهد تمرکز نکنید .

روانشناس خوب در کرج

نکات مهم در زندگی زناشویی

برای خواندن آخرین مقاله درمورد نشانه های رابطه یک طرفه اینجا کلیک کنید.

نکات مهم در زندگی زناشویی

علائم استرس و اضطراب

علائم استرس و اضطراب

اهمیت تشخیص استرس و اضطراب:

علائم استرس و اضطراب : تعداد زیادی از مردم در مراحل مختلفی از زندگی خود اضطراب را تجربه کرده‌اند. در واقع اضطراب واکنش خیلی عادی نسبت به رویدادهای استرس‌زای زندگی مثل تغییر محل زندگی، تغییر شغل یا مشکلات مالی میباشد. با این وجود، اگر علایم استرس و اضطراب طولانی‌تر از رویدادهایی باشند که باعث ایجاد آن شده‌اند و در زندگی شخص نیز ایجاد اختلال کنند. بروز علایم استرس و اضطراب می‌توانند ناتوان‌کننده باشند، اما می‌توان آن ها را با کمک مناسب از متخصص پزشکی تشخیص داد و مدیریت کرد. در این راستا تشخیص زودرس علایم استرس و اضطراب بسیار مهم میباشد.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

۱- نگرانی مفرط:

یکی از شایع‌ترین علایم استرس و اضطراب، وجود نگرانی مفرط میباشد. نگرانی مرتبط با استرس و اضطراب به رویدادهای ایجادکننده آن مربوط نیست و بطور طبیعی در پاسخ به شرایط عادی و روزمره رخ می‌دهند. با در نظر گرفتن معیارهای تشخیص علایم استرس و اضطراب فراگیر، این نوع نگرانی باید در بیشتر روزها و حداقل به مدت شش ماه رخ دهد و کنترل آن نیز دشوار باشد تا بتوان آن را از علائم اختلال به شمار آورد.

همچنین این نگرانی‌ها بسیار شدید میباشند، و متمرکز شدن و انجام وظایف روزانه را نیز دشوار سازد. افراد زیر ۶۵ سال بویژه آنهایی که مجرد هستند، وضعیت اقتصادی اجتماعی پائین‌تری دارند و دارای عوامل استرس‌زای زندگی هستند، بیشترین ریسک ابتلای به استرس و اضطراب فراگیر را دارند.

۲- برانگیختگی و آشفتگی مداوم:

وقتی که شخصی احساس اضطراب می‌کند، دستگاه سمپاتیک وی به شرایط فرامحرک می‌رود. این امر موجب مجموعه تاثیراتی در سراسر بدن مانند ضربان بالا، عرق‌کردن کف دست، لرزش دست‌ها و خشکی دهان در فرد می‌شود. این علایم استرس و اضطراب به این علت رخ می‌دهد که مغز اعتقاد دارد که خطری در حال وقوع است و بدن شما را برای واکنش به تهدید آماده می‌کند. در این شرایط، بدن شما خون را از سیستم گوارشی دور کرده و آن را به ماهیچه‌هایی که برای دویدن و جنگیدن به آنها نیاز دارید هدایت می‌کند. همچنین ضربان قلب شما را افزایش داده و قدرت حواس شما را افزایش می‌دهد.

این تغییرات بدن، هنگام بروز یک تهدید واقعی مفید میباشند، ولی اگر ترس ریشه در ذهن شما داشته باشد و حقیقت نداشته باشد، این شرایط می‌توانند ناتوان‌کننده باشند. حتی برخی تحقیقات حاکی از آن است که افراد مبتلا به علایم اضطراب و استرس مشابه با افراد بدون استرس و اضطراب، توانایی کاهش برانگیختگی خود را ندارند و ممکن است اثرات اضطراب را برای دوره زمانی طولانی‌تری احساس کنند. ضربان قلب سریع، عرق کردن، لرزش و خشکی دهان همگی از علایم استرس و اضطراب هستند و افراد مبتلا به استرس و اضطراب ممکن است این نوع از برانگیختگی را برای دوره‌های زمانی طولانی تجربه کنند.

۳- احساس بیقراری:

بیقراری به ویژه در کودکان و نوجوانان یکی دیگر از علایم استرس و اضطراب میباشد. هنگامی که شخصی بیقرار است، اغلب آن را به عنوان احساس “بی‌تابی” یا “دلیلی ناخوشایند برای تحرک” توصیف می‌کند. در مطالعه‌ای بر روی ۱۲۸ کودک مبتلا به استرس و اضطراب مشخص شد که ۷۴ نفر از آن‌ها بیقراری را به عنوان یکی از علایم استرس و اضطراب خود گزارش کرده‌اند.

البته بیقراری در همه افراد مبتلا به اضطراب رخ نمی‌دهد، ولی این یکی از علایم خطری است که پزشکان هنگام تشخیص به دنبال آن هستند. اگر تجربه بیقراری را در اکثر روزها به مدت بیشتر از شش ماه را تجربه کرده‌اید، این مورد ممکن است از علایم استرس و اضطراب باشد. وجود بیقراری به تنهایی برای تشخیص استرس و اضطراب کافی نیست، اما اگر به طور متناوب رخ دهد، می‌تواند یکی از علایم آن باشد.

۴- خستگی:

براحتی خسته شدن نیز نشانه بالقوه دیگری از استرس و اضطراب فراگیر است. این نشانه می‌تواند تا حدی عجیب باشد، چرا که اضطراب معمولا با بیش‌فعالی یا تحریک‌پذیری مرتبط میباشد. برای برخی افراد خستگی می‌تواند ناشی از حمله اضطراب باشد در حالیکه برای برخی دیگر خستگی می‌تواند مزمن باشد.

مشخص نیست که آیا این خستگی ناشی از سایر علایم استرس اضطراب است (نظیر بیخوابی یا تنش عضلانی) و یا ناشی از اثرات هورمونی اضطراب مزمن میباشد. با اینحال مهم است توجه داشته باشید که خستگی نیز می‌تواند ناشی از علایم افسردگی یا دیگر شرایط پزشکی باشد، ولی خستگی به تنهایی برای تشخیص استرس و اضطراب کافی نیست. اگر خستگی با نگرانی مفرط همراه باشد می‌تواند علایم استرس و اضطراب باشد. ولی می‌تواند نشانه سایر اختلالات پزشکی نیز باشد.

۵- دشواری تمرکز:

بسیاری از افراد مبتلا به اضطراب دشواری و مشکل بودن تمرکز کردن را گزارش کرده‌اند. یک مطالعه بر ۱۵۷ کودک و نوجوان مبتلا به استرس و اضطراب نشان داد که بیش از دو‌ سوم آنها در تمرکز کردن مشکل دارند. برخی مطالعات نشان داده‌اند که اضطراب می‌تواند حافظه کاری (نوعی از حافظه که مسئول نگهداری اطلاعات کوتاه مدت میباشد) را قطع کند. این مورد ممکن است به توضیح کاهش قابل توجه در عملکرد افرادی که اغلب دوره‌های اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند، کمک کند. از آنجا که دشواری تمرکز می‌تواند علایم ناشی از دیگر اختلالات سلامت روان نیز باشد (نظیر اختلال کمبود توجه یا افسردگی)، لذا این مورد به تنهایی برای تشخیص استرس و اضطراب کافی نمیباشد.

۶- تحریک‌پذیری:

اکثر افراد مبتلا به استرس و اضطراب، تحریک‌پذیری مفرط را هم تجربه می‌کنند. براساس مطالعه‌ای تازه بر ۶۰۰۰ بزرگسال، بیش از ۹۰ درصد افراد مبتلا به استرس و اضطراب فراگیر احساسات تحریک‌پذیری شدید طی دوره‌های که استرس و اضطراب آنها در بدترین حالت بوده را تجربه کرده‌اند. بزرگسالان جوان و میان‌سال مبتلا به استرس و اضطراب فراگیر در زندگی روزمره خود، تحریک‌پذیری بیش از دو برابر حالت عادی را گزارش کرده‌اند. با توجه به اینکه اضطراب با برانگیختگی و نگرانی مفرط مرتبط میباشد، ولی جای تعجب نیست که تحریک‌پذیری از علایم رایج آن باشد.

۷- سفت‌شدن عضلات:

سفت‌شدن عضلات در اکثر روزهای هفته یکی از نشانه‌های معمول اضطراب میباشد. البته اگرچه سفت‌شدن عضلات پدیده‌ای شایع میباشند، ولی علت ارتباط آن‌ها با اضطراب مشخص نیست. ممکن است که سفتی عضلات احساسات اضطراب را افزایش دهد، اما ممکن است که اضطراب هم منجر به افزایش سفتی عضلات شود و یا عامل سومی موجب هر دو شود.

جالب توجه است که ثابت شده درمان سفتی عضلات با روش آرام‌سازی عضلانی، میزان استرس و نگرانی در افراد مبتلا اختلال به استرس و اضطراب حاد را کاهش می‌دهد. حتی برخی مطالعات نشان داده‌اند که این نوع درمان به عنوان درمان رفتاری-شناختی موثر و کارآمد میباشد.

۸- احساس خواب‌آلودگی:

اختلالات خواب به شدت با استرس و اضطراب مرتبط میباشند. بیدار شدن در نیمه شب و مشکلات خواب آلودگی دو مشکل شایع گزارش شده در این زمینه هستند. برخی تحقیقات نشان داده‌اند که بیخوابی طی دوران کودکی ممکن است با ایجاد اضطراب در زندگی آینده کودک مرتبط باشد.

اگرچه بیخوابی و اضطراب به شدت به یکدیگر مرتبط هستند، ولی مشخص نیست که آیا بیخوابی بر اضطراب، یا اینکه اضطراب بر بیخوابی تاثیر دارد یا هر دو مورد بر هم تاثیر گذار هستند. آنچه که معلوم است این است که وقتی استرس و اضطراب درمان شوند، اغلب اوقات بیخوابی نیز بهبود می‌یابد.

۹- وحشت‌زدگی (حملات پانیک):

یکی از علایم استرس و اضطراب که اختلال پانیک نامیده شده ، مرتبط با حملات پانیک یا وحشت‌زدگی میباشد. حملات پانیک باعث ایجاد احساسات شدید و منکوب‌کننده ترس شده که می‌تواند ناتوان‌کننده باشد. این ترس مفرط معمولا با ضربان قلب سریع، عرق کردن، لرزیدن، تنفس کوتاه و تنگی قفسه سینه، تهوع و ترس از مرگ یا از دست دادن کنترل همراه هست. حملات پانیک می‌تواند در انزوای رخ دهد، اما اگر بطور مکرر و غیر منتظره رخ دهد، ممکن است نشانه اختلال پانیک باشد.

علائم استرس و اضطراب

۱۰- اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی:

هر یک از موارد زیر ممکن است از علایم استرس و اضطراب اجتماعی باشند:

• احساس اضطراب یا ترس از وضعیت‌ اجتماعی آینده

• نگرانی در این باره که ممکن میباشد دیگران شما را قضاوت کرده و به دقت بررسی کنند.

• ترس از خجالت زدگی یا تحقیر در برابر دیگران

• اجتناب از رویدادهای اجتماعی خاص به علت این ترس‌ها

استرس و اضطراب اجتماعی یک مشکل بسیار شایعی، و تقریبا ۱۲ درصد بزرگسالان آمریکا را در برخی مراحل زندگی تحت تاثیر قرار می‌دهد. اضطراب اجتماعی اغلب در اوایل زندگی ایجاد می‌شود. در واقع حدود ۵۰ درصد افراد مبتلا زیر ۱۱ سال‌ و ضمنا ۸۰ درصد آنها زیر ۲۰ سال بوده‌اند.

افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی اغلب بسیار خجالتی و در گروه‌ها یا هنگام ملاقات با افراد جدید آرام و ساکت هستند. اگرچه ممکن است در ظاهر پریشان و آشفته نباشند ولی در درون احساس ترس مفرط و اضطراب می‌کنند. این بی‌تفاوتی گاهی اوقات می‌تواند افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی را پرافاده یا منزوی نشان دهد، ولی این اختلال با عزت نفس پائین، خودنکوهی و افسردگی شدید مرتبط میباشد.

علائم استرس و اضطراب

۱۱- ترس‌های نامعقول:

ترس‌های مفرط در مورد چیزهایی خاص مثلا عنکبوت‌ها، فضاهای محصور یا ارتفاعات می‌تواند نشانه‌ای از هراس باشد. هراس بعنوان اضطراب مفرط یا ترس از جسم یا شرایط خاص تعریف می‌شود. این احساس به حدی شدید میباشد که در توانایی فرد برای انجام کارهای معمول مداخله می‌کند.

برخی هراس‌های شایع عبارتند از:

• هراس از حیوانات: ترس از بعضی حیوانات یا حشرات

• هراس از محیط طبیعی: ترس از رویدادهای طبیعی شبیه به طوفان یا سیل

• هراس از خون، تزریق و آسیب: ترس از خون، تزریق، سوزن سرنگ یا آسیب به بدن

• هراس از وضعیت: ترس از شرایطی خاص مانند هواپیما و آسانسور و…

هراس از مکان‌های باز یکی دیگر از ترس‌هایی میباشد که شامل حداقل ترس از دو مورد از موارد زیر می‌باشد:

• استفاده از سرویس حمل‌ونقل عمومی

• بودن در فضای باز

• بودن در فضای محصور

• در صف ماندن یا در بین جمعیت بودن

• تنها بودن در خارج از خانه

علائم استرس و اضطراب

برای خواندن آخرین مقاله درمورد خودآگاهی چیست؟ اینجا کلیک کنید.

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی چیست؟ خودآگاهی یعنی آگاهی و هوشیاری بر خودمان. یعنی آنکه خودمان را با جزئیات هر چه بیشتری بشناسیم و بر خودمان آگاه بشویم. خودآگاهی اولین مهارت هوش هیجانی و اساس رسیدن به کنترل رفتار میباشد. با رسیدن به خودآگاهی ما به درک شفاف و صحیحی از شخصیت خود، نقاط ضعف، نقاط قوت، افکار، باور‌ها، انگیزه‌ها، هیجانات و سبک ارتباطی خود می‌رسیم. بسیاری از مردم می‌گویند و فکر می‌کنند که خود را می‌شناسند اما زمانی که قدم در راه آگاهی بر خود می‌گذارند متوجه می‌شوند که اصلا خود را نمی‌شناسند و جالب‌تر اینکه هر چه پیش می‌روند بیشتر پی به عدم شناخت از خود می‌برند.

خودآگاهی چیزی نیست که در چند ماه، یک یا دو سال کسب بشود. خودآگاهی پروسه‌ای میباشد که تا آخر عمرمان ادامه دارد و فقط هر روز بیشتر از دیروز می‌شود. علت این امر، عظمت و پیچیدگی شخصیت انسانی ما میباشد. گاهی فهمیدن برخی از مسائل درباره خود در زمانی خاص ممکن است زود باشد و چند سال زمان برای آماده شدن ما برای مواجهه با خود لازم باشد. گاهی ماه‌ها و سال‌ها در فرار از برخی از واقعیت‌های درون خود به‌سر می‌بریم و پس از مدت‌ها ناگهان آن را می‌بینیم. خودآگاهی همچنین به ما کمک می‌کند که تاثیر هیجانات خود را بر افکار، گفتار و رفتارمان تشخیص دهیم و بفهمیم که چه هیجاناتی باعث به‌وجود آمدن چه شرایطی در زندگی ما شده‌اند. همچنین به ما توانایی ابراز صحیح هیجانات خود را می‌دهد. اغلب افراد در بیان احساسات خود مشکل دارند و نمی‌توانند احساسات خود را به شکل مناسبی ابراز کنند. آنها یا احساسات خود را پنهان می‌کنند یا واکنش هیجانی بر اساس احساسات خود نشان می‌دهند. مهارت خودآگاهی این توانایی را به افراد می‌دهد که بتوانند در لحظه، احساسات اصلی و دقیق خود را بیان کرده و به مناسب‌ترین شکل ممکن آنها را ابراز و با آن برخورد بکنند.

خودآگاهی افراد را به لحظه حال می‌آورد زیرا شناخت خود به هوشیاری نیاز دارد و برای هوشیار بودن باید به زمان حال بیاییم. آنچه تمام مکاتب عرفانی در ابتدای امر به آن تکیه می‌کنند در حقیقت خودآگاهی میباشد. خودآگاهی پایه و اساس تقویت هوش معنوی است. می‌توان گفت که برای تقویت هوش معنوی ابتدا باید هوش هیجانی افراد تقویت شود. از جنبه‌ای دیگر، خودآگاهی یعنی کسب اطلاعات بی‌شمار از خود از طریق حواس پنج‌گانه. افرادی که مهارت خودآگاهی را کسب می‌کنند به علائم جسمی خود آگاه می‌شوند. آنها بسیاری از اطلاعات درباره خود را از طریق علائم جسمی خود کسب می‌کنند. آنها از مسائلی که در طول روز از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می‌کنند اطلاعات کسب می‌کنند و از این اطلاعات برای شناخت بیشتر خود استفاده می‌کنند. خودآگاهی یعنی آگاهی و هوشیاری بر خود. چه کسانی به مهارت خودآگاهی نیاز دارند؟ همه مردم به این مهارت نیاز دارند و اهمیت این مهارت به حدی است که پایه رشد و تحول فردی و حرفه‌ای افراد را شکل می‌دهد.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

برای خواندن آخرین مقاله درمورد خودزشت انگاری چیست؟ اینجا کلیک کنید.