فراتر از آنچه تا امروز دیده ایم ممکن است، وقتی با هم به یک سو بنگیرم

کرج، چهار راه طالقانی، ساختمان پزشکان شاه کرم

تلفن تماس : 32285085-026

علائم استرس و اضطراب

علائم استرس و اضطراب

اهمیت تشخیص استرس و اضطراب:

علائم استرس و اضطراب : تعداد زیادی از مردم در مراحل مختلفی از زندگی خود اضطراب را تجربه کرده‌اند. در واقع اضطراب واکنش خیلی عادی نسبت به رویدادهای استرس‌زای زندگی مثل تغییر محل زندگی، تغییر شغل یا مشکلات مالی میباشد. با این وجود، اگر علایم استرس و اضطراب طولانی‌تر از رویدادهایی باشند که باعث ایجاد آن شده‌اند و در زندگی شخص نیز ایجاد اختلال کنند. بروز علایم استرس و اضطراب می‌توانند ناتوان‌کننده باشند، اما می‌توان آن ها را با کمک مناسب از متخصص پزشکی تشخیص داد و مدیریت کرد. در این راستا تشخیص زودرس علایم استرس و اضطراب بسیار مهم میباشد.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

۱- نگرانی مفرط:

یکی از شایع‌ترین علایم استرس و اضطراب، وجود نگرانی مفرط میباشد. نگرانی مرتبط با استرس و اضطراب به رویدادهای ایجادکننده آن مربوط نیست و بطور طبیعی در پاسخ به شرایط عادی و روزمره رخ می‌دهند. با در نظر گرفتن معیارهای تشخیص علایم استرس و اضطراب فراگیر، این نوع نگرانی باید در بیشتر روزها و حداقل به مدت شش ماه رخ دهد و کنترل آن نیز دشوار باشد تا بتوان آن را از علائم اختلال به شمار آورد.

همچنین این نگرانی‌ها بسیار شدید میباشند، و متمرکز شدن و انجام وظایف روزانه را نیز دشوار سازد. افراد زیر ۶۵ سال بویژه آنهایی که مجرد هستند، وضعیت اقتصادی اجتماعی پائین‌تری دارند و دارای عوامل استرس‌زای زندگی هستند، بیشترین ریسک ابتلای به استرس و اضطراب فراگیر را دارند.

۲- برانگیختگی و آشفتگی مداوم:

وقتی که شخصی احساس اضطراب می‌کند، دستگاه سمپاتیک وی به شرایط فرامحرک می‌رود. این امر موجب مجموعه تاثیراتی در سراسر بدن مانند ضربان بالا، عرق‌کردن کف دست، لرزش دست‌ها و خشکی دهان در فرد می‌شود. این علایم استرس و اضطراب به این علت رخ می‌دهد که مغز اعتقاد دارد که خطری در حال وقوع است و بدن شما را برای واکنش به تهدید آماده می‌کند. در این شرایط، بدن شما خون را از سیستم گوارشی دور کرده و آن را به ماهیچه‌هایی که برای دویدن و جنگیدن به آنها نیاز دارید هدایت می‌کند. همچنین ضربان قلب شما را افزایش داده و قدرت حواس شما را افزایش می‌دهد.

این تغییرات بدن، هنگام بروز یک تهدید واقعی مفید میباشند، ولی اگر ترس ریشه در ذهن شما داشته باشد و حقیقت نداشته باشد، این شرایط می‌توانند ناتوان‌کننده باشند. حتی برخی تحقیقات حاکی از آن است که افراد مبتلا به علایم اضطراب و استرس مشابه با افراد بدون استرس و اضطراب، توانایی کاهش برانگیختگی خود را ندارند و ممکن است اثرات اضطراب را برای دوره زمانی طولانی‌تری احساس کنند. ضربان قلب سریع، عرق کردن، لرزش و خشکی دهان همگی از علایم استرس و اضطراب هستند و افراد مبتلا به استرس و اضطراب ممکن است این نوع از برانگیختگی را برای دوره‌های زمانی طولانی تجربه کنند.

۳- احساس بیقراری:

بیقراری به ویژه در کودکان و نوجوانان یکی دیگر از علایم استرس و اضطراب میباشد. هنگامی که شخصی بیقرار است، اغلب آن را به عنوان احساس “بی‌تابی” یا “دلیلی ناخوشایند برای تحرک” توصیف می‌کند. در مطالعه‌ای بر روی ۱۲۸ کودک مبتلا به استرس و اضطراب مشخص شد که ۷۴ نفر از آن‌ها بیقراری را به عنوان یکی از علایم استرس و اضطراب خود گزارش کرده‌اند.

البته بیقراری در همه افراد مبتلا به اضطراب رخ نمی‌دهد، ولی این یکی از علایم خطری است که پزشکان هنگام تشخیص به دنبال آن هستند. اگر تجربه بیقراری را در اکثر روزها به مدت بیشتر از شش ماه را تجربه کرده‌اید، این مورد ممکن است از علایم استرس و اضطراب باشد. وجود بیقراری به تنهایی برای تشخیص استرس و اضطراب کافی نیست، اما اگر به طور متناوب رخ دهد، می‌تواند یکی از علایم آن باشد.

۴- خستگی:

براحتی خسته شدن نیز نشانه بالقوه دیگری از استرس و اضطراب فراگیر است. این نشانه می‌تواند تا حدی عجیب باشد، چرا که اضطراب معمولا با بیش‌فعالی یا تحریک‌پذیری مرتبط میباشد. برای برخی افراد خستگی می‌تواند ناشی از حمله اضطراب باشد در حالیکه برای برخی دیگر خستگی می‌تواند مزمن باشد.

مشخص نیست که آیا این خستگی ناشی از سایر علایم استرس اضطراب است (نظیر بیخوابی یا تنش عضلانی) و یا ناشی از اثرات هورمونی اضطراب مزمن میباشد. با اینحال مهم است توجه داشته باشید که خستگی نیز می‌تواند ناشی از علایم افسردگی یا دیگر شرایط پزشکی باشد، ولی خستگی به تنهایی برای تشخیص استرس و اضطراب کافی نیست. اگر خستگی با نگرانی مفرط همراه باشد می‌تواند علایم استرس و اضطراب باشد. ولی می‌تواند نشانه سایر اختلالات پزشکی نیز باشد.

۵- دشواری تمرکز:

بسیاری از افراد مبتلا به اضطراب دشواری و مشکل بودن تمرکز کردن را گزارش کرده‌اند. یک مطالعه بر ۱۵۷ کودک و نوجوان مبتلا به استرس و اضطراب نشان داد که بیش از دو‌ سوم آنها در تمرکز کردن مشکل دارند. برخی مطالعات نشان داده‌اند که اضطراب می‌تواند حافظه کاری (نوعی از حافظه که مسئول نگهداری اطلاعات کوتاه مدت میباشد) را قطع کند. این مورد ممکن است به توضیح کاهش قابل توجه در عملکرد افرادی که اغلب دوره‌های اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند، کمک کند. از آنجا که دشواری تمرکز می‌تواند علایم ناشی از دیگر اختلالات سلامت روان نیز باشد (نظیر اختلال کمبود توجه یا افسردگی)، لذا این مورد به تنهایی برای تشخیص استرس و اضطراب کافی نمیباشد.

۶- تحریک‌پذیری:

اکثر افراد مبتلا به استرس و اضطراب، تحریک‌پذیری مفرط را هم تجربه می‌کنند. براساس مطالعه‌ای تازه بر ۶۰۰۰ بزرگسال، بیش از ۹۰ درصد افراد مبتلا به استرس و اضطراب فراگیر احساسات تحریک‌پذیری شدید طی دوره‌های که استرس و اضطراب آنها در بدترین حالت بوده را تجربه کرده‌اند. بزرگسالان جوان و میان‌سال مبتلا به استرس و اضطراب فراگیر در زندگی روزمره خود، تحریک‌پذیری بیش از دو برابر حالت عادی را گزارش کرده‌اند. با توجه به اینکه اضطراب با برانگیختگی و نگرانی مفرط مرتبط میباشد، ولی جای تعجب نیست که تحریک‌پذیری از علایم رایج آن باشد.

۷- سفت‌شدن عضلات:

سفت‌شدن عضلات در اکثر روزهای هفته یکی از نشانه‌های معمول اضطراب میباشد. البته اگرچه سفت‌شدن عضلات پدیده‌ای شایع میباشند، ولی علت ارتباط آن‌ها با اضطراب مشخص نیست. ممکن است که سفتی عضلات احساسات اضطراب را افزایش دهد، اما ممکن است که اضطراب هم منجر به افزایش سفتی عضلات شود و یا عامل سومی موجب هر دو شود.

جالب توجه است که ثابت شده درمان سفتی عضلات با روش آرام‌سازی عضلانی، میزان استرس و نگرانی در افراد مبتلا اختلال به استرس و اضطراب حاد را کاهش می‌دهد. حتی برخی مطالعات نشان داده‌اند که این نوع درمان به عنوان درمان رفتاری-شناختی موثر و کارآمد میباشد.

۸- احساس خواب‌آلودگی:

اختلالات خواب به شدت با استرس و اضطراب مرتبط میباشند. بیدار شدن در نیمه شب و مشکلات خواب آلودگی دو مشکل شایع گزارش شده در این زمینه هستند. برخی تحقیقات نشان داده‌اند که بیخوابی طی دوران کودکی ممکن است با ایجاد اضطراب در زندگی آینده کودک مرتبط باشد.

اگرچه بیخوابی و اضطراب به شدت به یکدیگر مرتبط هستند، ولی مشخص نیست که آیا بیخوابی بر اضطراب، یا اینکه اضطراب بر بیخوابی تاثیر دارد یا هر دو مورد بر هم تاثیر گذار هستند. آنچه که معلوم است این است که وقتی استرس و اضطراب درمان شوند، اغلب اوقات بیخوابی نیز بهبود می‌یابد.

۹- وحشت‌زدگی (حملات پانیک):

یکی از علایم استرس و اضطراب که اختلال پانیک نامیده شده ، مرتبط با حملات پانیک یا وحشت‌زدگی میباشد. حملات پانیک باعث ایجاد احساسات شدید و منکوب‌کننده ترس شده که می‌تواند ناتوان‌کننده باشد. این ترس مفرط معمولا با ضربان قلب سریع، عرق کردن، لرزیدن، تنفس کوتاه و تنگی قفسه سینه، تهوع و ترس از مرگ یا از دست دادن کنترل همراه هست. حملات پانیک می‌تواند در انزوای رخ دهد، اما اگر بطور مکرر و غیر منتظره رخ دهد، ممکن است نشانه اختلال پانیک باشد.

علائم استرس و اضطراب

۱۰- اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی:

هر یک از موارد زیر ممکن است از علایم استرس و اضطراب اجتماعی باشند:

• احساس اضطراب یا ترس از وضعیت‌ اجتماعی آینده

• نگرانی در این باره که ممکن میباشد دیگران شما را قضاوت کرده و به دقت بررسی کنند.

• ترس از خجالت زدگی یا تحقیر در برابر دیگران

• اجتناب از رویدادهای اجتماعی خاص به علت این ترس‌ها

استرس و اضطراب اجتماعی یک مشکل بسیار شایعی، و تقریبا ۱۲ درصد بزرگسالان آمریکا را در برخی مراحل زندگی تحت تاثیر قرار می‌دهد. اضطراب اجتماعی اغلب در اوایل زندگی ایجاد می‌شود. در واقع حدود ۵۰ درصد افراد مبتلا زیر ۱۱ سال‌ و ضمنا ۸۰ درصد آنها زیر ۲۰ سال بوده‌اند.

افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی اغلب بسیار خجالتی و در گروه‌ها یا هنگام ملاقات با افراد جدید آرام و ساکت هستند. اگرچه ممکن است در ظاهر پریشان و آشفته نباشند ولی در درون احساس ترس مفرط و اضطراب می‌کنند. این بی‌تفاوتی گاهی اوقات می‌تواند افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی را پرافاده یا منزوی نشان دهد، ولی این اختلال با عزت نفس پائین، خودنکوهی و افسردگی شدید مرتبط میباشد.

علائم استرس و اضطراب

۱۱- ترس‌های نامعقول:

ترس‌های مفرط در مورد چیزهایی خاص مثلا عنکبوت‌ها، فضاهای محصور یا ارتفاعات می‌تواند نشانه‌ای از هراس باشد. هراس بعنوان اضطراب مفرط یا ترس از جسم یا شرایط خاص تعریف می‌شود. این احساس به حدی شدید میباشد که در توانایی فرد برای انجام کارهای معمول مداخله می‌کند.

برخی هراس‌های شایع عبارتند از:

• هراس از حیوانات: ترس از بعضی حیوانات یا حشرات

• هراس از محیط طبیعی: ترس از رویدادهای طبیعی شبیه به طوفان یا سیل

• هراس از خون، تزریق و آسیب: ترس از خون، تزریق، سوزن سرنگ یا آسیب به بدن

• هراس از وضعیت: ترس از شرایطی خاص مانند هواپیما و آسانسور و…

هراس از مکان‌های باز یکی دیگر از ترس‌هایی میباشد که شامل حداقل ترس از دو مورد از موارد زیر می‌باشد:

• استفاده از سرویس حمل‌ونقل عمومی

• بودن در فضای باز

• بودن در فضای محصور

• در صف ماندن یا در بین جمعیت بودن

• تنها بودن در خارج از خانه

علائم استرس و اضطراب

برای خواندن آخرین مقاله درمورد خودآگاهی چیست؟ اینجا کلیک کنید.

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی چیست؟ خودآگاهی یعنی آگاهی و هوشیاری بر خودمان. یعنی آنکه خودمان را با جزئیات هر چه بیشتری بشناسیم و بر خودمان آگاه بشویم. خودآگاهی اولین مهارت هوش هیجانی و اساس رسیدن به کنترل رفتار میباشد. با رسیدن به خودآگاهی ما به درک شفاف و صحیحی از شخصیت خود، نقاط ضعف، نقاط قوت، افکار، باور‌ها، انگیزه‌ها، هیجانات و سبک ارتباطی خود می‌رسیم. بسیاری از مردم می‌گویند و فکر می‌کنند که خود را می‌شناسند اما زمانی که قدم در راه آگاهی بر خود می‌گذارند متوجه می‌شوند که اصلا خود را نمی‌شناسند و جالب‌تر اینکه هر چه پیش می‌روند بیشتر پی به عدم شناخت از خود می‌برند.

خودآگاهی چیزی نیست که در چند ماه، یک یا دو سال کسب بشود. خودآگاهی پروسه‌ای میباشد که تا آخر عمرمان ادامه دارد و فقط هر روز بیشتر از دیروز می‌شود. علت این امر، عظمت و پیچیدگی شخصیت انسانی ما میباشد. گاهی فهمیدن برخی از مسائل درباره خود در زمانی خاص ممکن است زود باشد و چند سال زمان برای آماده شدن ما برای مواجهه با خود لازم باشد. گاهی ماه‌ها و سال‌ها در فرار از برخی از واقعیت‌های درون خود به‌سر می‌بریم و پس از مدت‌ها ناگهان آن را می‌بینیم. خودآگاهی همچنین به ما کمک می‌کند که تاثیر هیجانات خود را بر افکار، گفتار و رفتارمان تشخیص دهیم و بفهمیم که چه هیجاناتی باعث به‌وجود آمدن چه شرایطی در زندگی ما شده‌اند. همچنین به ما توانایی ابراز صحیح هیجانات خود را می‌دهد. اغلب افراد در بیان احساسات خود مشکل دارند و نمی‌توانند احساسات خود را به شکل مناسبی ابراز کنند. آنها یا احساسات خود را پنهان می‌کنند یا واکنش هیجانی بر اساس احساسات خود نشان می‌دهند. مهارت خودآگاهی این توانایی را به افراد می‌دهد که بتوانند در لحظه، احساسات اصلی و دقیق خود را بیان کرده و به مناسب‌ترین شکل ممکن آنها را ابراز و با آن برخورد بکنند.

خودآگاهی افراد را به لحظه حال می‌آورد زیرا شناخت خود به هوشیاری نیاز دارد و برای هوشیار بودن باید به زمان حال بیاییم. آنچه تمام مکاتب عرفانی در ابتدای امر به آن تکیه می‌کنند در حقیقت خودآگاهی میباشد. خودآگاهی پایه و اساس تقویت هوش معنوی است. می‌توان گفت که برای تقویت هوش معنوی ابتدا باید هوش هیجانی افراد تقویت شود. از جنبه‌ای دیگر، خودآگاهی یعنی کسب اطلاعات بی‌شمار از خود از طریق حواس پنج‌گانه. افرادی که مهارت خودآگاهی را کسب می‌کنند به علائم جسمی خود آگاه می‌شوند. آنها بسیاری از اطلاعات درباره خود را از طریق علائم جسمی خود کسب می‌کنند. آنها از مسائلی که در طول روز از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می‌کنند اطلاعات کسب می‌کنند و از این اطلاعات برای شناخت بیشتر خود استفاده می‌کنند. خودآگاهی یعنی آگاهی و هوشیاری بر خود. چه کسانی به مهارت خودآگاهی نیاز دارند؟ همه مردم به این مهارت نیاز دارند و اهمیت این مهارت به حدی است که پایه رشد و تحول فردی و حرفه‌ای افراد را شکل می‌دهد.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

برای خواندن آخرین مقاله درمورد خودزشت انگاری چیست؟ اینجا کلیک کنید.

چگونه مادر خوبی باشیم؟

چگونه مادر خوبی باشیم؟

توصیه هایی برای مادر خوبی بودن:

چگونه مادر خوبی باشیم؟ کلید و نکته ی اساسی ،برای مادر خوبی بودن، این میباشد که خودتان را بیش از حد برای کمال و کامل بودن اذیت نکنید، چون کمال اصلا وجود خارجی ندارد بر اساس این فرضیه اساسی، ما به شما هفت توصیه ای می کنیم که بسیار برای شما ضروری و لازم میباشند، تا به راحتی و با خوشحالی تمام ،به بقیه جنبه های مادری خود نیز رسیدگی بکنید:

۱٫عشق و بخشش :

عشق شما برای خانواده تان بسیار مهم است ؛ پس از همه اینها، کودکان همیشه دوست دارند “دوستت دارم” را از پدر و مادر خود بشنوند شما هرگز نمیتوانید،فقط آن را بگویید. با این حال، باید آن را ثابت نیز کنید اما چگونه؟

وقت خالی خود را، با آنها بازی کنید، برای مطالعه با هم و بعنوان یک خانواده ،وقت بگذرانید بر روی محدودیت هایی که نیاز دارند تا سالم بزرگ شوند، سخت گیر نباشید، و با آنها در مواقع لازم به صحبت کردن بپردازید ؛ بخشش نیز باید در خانواده وجود داشته باشد دفعاتی پیش می آید که ،اشتباهاتی صورت میگیرند با این حال، درخواست بخشش و بخشیدن برای یک کودک در حال رشد، بعنوان یک انسان، بخشی از کار یک مادر باهوش و بی نظیر است.

۲٫ اولویت بندی مسائل مهم:

برنامه های خود را تنظیم بکنید و سپس به آنها اولویت دهید و مسائل بسیار مهم را در اول لیست ،قرار دهید. اگر شما باید کاری را به پایان برسانید و می دانید چه زمانی باید بچه های خود را به مدرسه برسانید، وقت خالی خود را در انجام کارتان قرار دهید و مسولیت خود را انجام دهید ، منابع تکنولوژیکی زیادی وجود دارند، که می توانند به برنامه ریزی تعهدات شما به عنوان یک زن رسیدگی کنند به سادگی می توانید کارهایتان را اولویت بندی کنید ،از فوری ترین ها ،و به یاد داشته باشید که چه چیزهایی را نباید فراموش کنید. شما می توانیدبه جای مراجعه به بانک، معاملات بانکیتان را با برنامه های الکتریکی انجام دهید و ایمیل خود را جوری تنظیم کنید که مهمترین پیام ها را در اول صفحه ببینید.

۳٫سازماندهی کارهای خانگی:

وظایف خانه باید ،یک مسئولیت مشترک بین تمام اعضای خانواده باشد اگر تمام وظایف را، بین همه اعضا تقسیم کنید، با هم می توانند فضای پاک و دلپذیر خانه را به دست آورند ، هرکسی می تواند براساس سن اش، قدرت و توانایی هایش، مسولیتی را قبول کند و انجام بدهد بین همه، می توانید یک لیست و سررسید، از وظایف داخلی خانه بدهید.وسواس بر نظم و پاکیزگی خوب نیست، و هم چنین کثیفی و شلوغ بودن،هم خوب نمیباشد.

روانشناس خوب در کرج

۴٫وقت گذاشتن:

گاهی باید مسئولیت ها و کارها را جدا بکنید، و زمانی را، برای باهم بودن بعنوان یک خانواده بگذارید حداقل یک وعده غذا، در روز را باید با هم باشید، اما با تلویزیون و موبایل های خاموش. وعده های غذایی کنار خانواده ، سلامت جسمی و عاطفی کودکان و نوجوانان را پرورش می دهد زمان ها را باید برای همه کودکانتان، شریک زندگی خود و، البته، برای خودتان بگذارید. به یاد داشته باشید که می توانید چیزی را که امروز انجام نداده اید، را برای فردا بگذارید، و به تعویق افتادن به معنای فراموش کردن آن نیست.

۵٫خندیدن و گریه کردن:

در زندگی خانوادگی، احساسات خوب و بد وجود دارد یک مادر خوب، از وجود خانواده خود لذت میبرد و شادی و لذت کنار هم بودن را با بقیه خانواده به اشتراک می گذارد ، لبخند زدن بعد از یک روز دشوار کاری، هم زمان باهم، در طول زمان های سختتان، اشک هایتان را بدون نگرانی با شریک زندگیتان و فرزندانتان تقسیم بکنید و در میان بگذارید . به اشتراک گذاشتن احساسات، و حس کردن آنها، و اقدامات مربوط به احساسات، دقیقا بخشی از یادگیری میباشد، که یک مادر بی نقص و بی نظیر ،به فرزندانش آموزش می دهد بیش از نظر دادن در موردش، کودکان هر روز در رفتار و کارهای مادرشان، آن را می بینند.

۶٫به رسمیت شناختن پدر:

یک مادر فوق العاده ،برای فرزندانش، پدر را به رسمیت می شناساند و به او ارزش مردی را می دهد که به آنها زندگی می بخشد با همسر خود مشارکت داشته باشید، چه در کارهای خانه و چه در کارهای مربوط به بچه ها امروزه به اشتباه، شخصیت مادر را جوری تعیین کرده ایم که او میتواند همه نوع کاری را انجام دهد، و توانایی دادن عشق و حمایت از مردی را دارد که با او زندگی می کند.

اگر زن و شوهر جدا شوند، این بدان معنی نیست که فرزندان نیز باید از پدر جدا شوند حتی در مواردی که پدر غایب میباشد و توانایی انجام مسئولیت هایش را ندارد، یک مادر فوق العاده، از ایجاد حس بد و تنفر در فرزندانش جلوگیری می کند ؛ مشکلات بین زن و شوهر، نباید باعث تاثیر گذاری و خراب شدن رابطه بین والدین و فرزندان شود.

۷٫از خودتان مراقبت کنید:

شما باید هم از فرزندانتان و هم از خودتان مراقبت بکنید برای یک مادر فوق العاده بودن، مطابق با خواسته های فرزندان در حال رشد خود بودن، باید از لحاظ جسمی، ذهنی و احساسی فیت و خوب باشید ؛ رژیم غذایی خوب و ورزش کردن ضروری میباشد همچنین اگر میخواهید فرزندانتان غذاهای سالم بخورند و از سنین کم ورزش کنند، بهترین راه برای تحقق این اهداف، انجام این کارها توسط خودتان است. اگر احساس میکنید در مسئولیت های خانگی خود غرق شده اید یا نمی دانید چگونه آنها را در این شرایط دشوار و پیچیده، در دست بگیرید، برای کمک گرفتن از یک شخص حرفه ای دریغ نکنید و تعادل روانی و احساسی شما نیز به میزان رفاه و آسودگی فرزندانتان بستگی دارد.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

دلایل خیانت زوجین

دلایل خیانت زوجین

دلایل خیانت زوجین

روانشناس خوب در کرج
۱- برگردان حس فردیت و استقلال:

یک نظریه بر این عقیده میباشد که انگیزه ی چنین عملی تمایل افراد به برگرداندن حس فردیت و استقلالی میباشد که در چهارچوب ازدواج تضعیف شده است. فرد ممکن است از نظر عاطفی به حدی از بلوغ هیجانی نرسیده باشد که بتواند در مقابل ناراحتی یا نارضایتی همسر، تمامیت خود را حفظ کند، به همین علت با جستجوی یک رابطه جدید در واقع در جستجو و بازسازی خود جدید است.

۲- اطمینان خاطر از جذابیت برای جنس دیگر:

بعضی از افراد در پی نیاز به اطمینان خاطر از اینکه هنوز برای جنس دیگر جذاب و خواستنی هستند به رابطه خارج از ازدواج رو می آورند. به واقع، در روابط طولانی این سوال برای برخی پیش می آید آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر، که یافتن این پرسش ممکن است آنان را برای رسیدن به اهداف غیرمشروعشان سوق دهد.

۳- عدم رضایت از ازدواج و برآورده نشدن نیازهای عاطفی:

یکی از عوامل اصلی خیانت روابط زن و شوهر میباشد؛ وقتی که بین همسران، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت بکند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی به وجود می آید و مشکلات شخصیتی باعث می شود فرد نتواند به همسر خود محبت بکند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت ها می شود. همسرانی که به هر علتی از محبت و توجه مرد در زندگی خود محروم باشند، معمولا وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.

۴- انگیزه ای برای پایان دادن ازدواجی که دیگر رضایتبخش نیست:

رفتارهای زشت، نق زدن های دائمی، نزاع هاو مجادله های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سردرد میباشد و در تصور برخی همسران (البته به غلط)، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه است و بهتر از آسپرین به درمان سردرد کمک می کند.

۵- عدم دسترسی به رابطه جنسی در چهارچوب ازدواج:

بعضی از همسران در روابط زناشویی با همسر خودممکن است تمایل به این روابط را از دست داده یا کمتر به این موضوع اهمیت بدهند که این امر ممکن است باعث فشارهای روانی و جسمانی به همسر و منجر به کج روی او شود.

۶- انتقام:

اگرچه همه برای انتقام جویی از همسرشان به آنها خیانت نمی کنند، اکثرا احساس می کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله به مثل هستند. برخی تصور می کنند باید طعم تلخ دارویی را که به آنها خورانده شده به همسرشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که بر سر همسرشان آمده بشوند.

۷- کسب هیجان و تنوع:

بعضی مواقع هم رابطه خارج از ازدواج فقط بمنظور کسب هیجان و تنوع اتفاق می افتد یعنی هیچ شکایت یا نارضایتی خاصی در ازدواج وجود ندارد، فقط برخی افراد به دنبال هیجان رابطه خارج از ازدواج هستند. در واقع پنهان کاری و راز موجود در یک رابطه غیرقانونی به جذابیت رابطه خارج از ازدواج می افزاید.

۸- محیط خانوادگی نامطلوب:

از علل دیگر عهدشکنی می توان محیط خانوادگی را مورد بررسی قرار داد که بی وفایی یکی از والدین می تواند باعث بی اعتمادی فرزندان شود؛ زیرا کودکان والدین خود را سرمشق قرار می دهند و آنها را ایده آل ترین افراد منبع قدرت می پندارند. ممکن است تصور کنند پدر و مادر کامل ترین انسان های روی زمین هستند، از این رو سعی به تقلید از رفتار آنها می کنند. تعارضات بین والدین، کشمکش ها، مسائل عاطفی نگرش نوجوانان را نسبت به ازدواج تحت تاثیر قرار می دهد. تجارب کودکی رفتار بزرگسالی را شکل می دهد. والدین بی وفا، مُهر تایید بی وفایی می زنند و آن را برای فرزندان خود قابل توجیه می کنند. این کودکان در آینده ممکن است از برقراری رابطه صمیمانه بر پایه اعتماد متقابل اجتناب کنند و براحتی با برقراری رابطه سطحی با همسر خود یا دیگری به زندگی خود و دیگران ضربه وارد کنند.

۹- سایر علل موثر:

بعضی مطالعات نیز نشان می دهد عوامل دیگری نیز در بروز خیانت موثر هستند. بطور مثال سن عامل مهمی میباشد. افراد بین هجده تا سی سال تقریبا دو برابر افراد بالای پنجاه سال احتمال رابطه خارج از ازدواج دارند. نگرش آسان گیری و علاقه زیاد به رابطه جنسی با میزان رابطه خارج از ازدواج همبستگی دارد.

شرایط زندگی و کاری نیز نقش مهمی در رابطه خارج از ازدواج دارد. گمنامی موجود در سفرها، جمعیت و گمنامی موجود در شهرهای بزرگ نیز به احتمال ایجاد اینگونه روابط اضافه می کنند. افرادی که روابط ضعیفی با دوستان، اقوام و آشنایان برقرار می کنند یا از فعالیت ها و تعهدات مذهبی کمرنگی برخوردارند، بیشتر احتمال خیانت به تعهد ازدواج را دارند.

همچنین احتمال بی وفایی در افرادی که تحصیلات عالی رتبه دارند در مقایسه با افرادی که از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند، خیلی بیشتر میباشد. پژوهشی دیگر عواملی را بر روابط خیانت بررسی کرده اند که عبارتند از: تعداد فرزندان، طلاق قبلی، رضایت پیش از ازدواج، آمادگی برای ازدواج، داشتن دوستانی که روابط خارج از زناشویی داشته اند، گذشته اجتماعی.

نیکا، روانشناس خوب در کرج

برای خواندن آخرین مقاله درمورد فرزند مستقل تربیت کنید اینجا کلیک کنید.

فرزند مستقل تربیت کنید

فرزند مستقل تربیت کنید

فرزند مستقل تربیت کنید: اگر می‌خواهید فرزندان شما در هر سنی که هستند مستقل بار بیایند به نکات زیر توجه کنید:

  • بجای اینکه همه ی کارهای فرزندتان را انجام دهید به او یاد بدهید خودش کارهای شخصی‌اش را انجام دهد. خودش اتاقش را مرتب کند، جارو کند، درس بخواند و…
  • به محض این که کودکتان توانست کاری را خودش و مستقل از شما انجام بدهد، انجام آن کار را به او بسپارید و دیگر خودتان آن کار را انجام ندهید. فقط هر جا که لازم بود او را تشویق نمایید (کارهایی مثل غذا خوردن، لباس پوشیدن، کفش پوشیدن و…)
  • از همان اول به او یاد بدهید که در چارچوبی که برایش تعیین می‌کنید انتخاب کند. بطور مثال می‌توانید سه لباس را که از عهده پرداخت پول آنها بر می‌آیید جلوی او بگذارید تا از بین آنها انتخاب کند.
  • وقتی فرزندتان دچار مشکل می‌شود روش حل مشکل را به او یاد دهید. به هیچ وجه خودتان شخصا و بدون دخالت دادن او مشکل را به تنهایی حل نکنید.
  • در فرزندتان احساس گناه ایجاد نکنید. نگویید اگر فلان کار را نکردی دیگر دوستت ندارم. معمولا بدین وسیله کودک کنترل می‌شود اما همچنان وابسته می‌ماند.
  • اگر نیاز است فرزندتان از حق خودش در جایی دفاع کند، روش دفاع از خود را به او بیاموزید نه این که بجای او وارد عمل شده و بخواهید از او دفاع کنید. به اصطلاح برایش ماهی نگیرید بلکه ماهیگیری را به او یاد بدهید. محصول آماده را به او ندهید، بلکه نحوه رسیدن به محصول را به او یاد دهید.
  • در هر کاری که احساس کردید فرزندتان ضعف دارد بدون تحقیر یا تمسخر یا برچسب زدن به او، کمک کنید آن کار را یاد بگیرد و تا زمان یادگیری کامل و موفقیت کامل او، موضوع را رها نکنید.
  • حمایت کردن، تشویق کردن، دلداری دادن، دلگرم کردن و مشابه این‌ها کارهای خوبی هستند که می‌توانید برای فرزندتان انجام دهید و در عوض لوس کردن، انجام همه کارها به جای او، ترساندن او و تهدید کردنش از جمله کارهایی است که لازم است انجام ندهید.
  • زندگی فرزندتان را با مجبور کردن او به تن دادن به خواسته‌های خودتان تباه نکنید.
  • فرزندتان را با دیگران مقایسه نکنید و خودتان را جلوی او، مظلوم نشان ندهید تا او بخواهد همیشه از شما دفاع کند و خواسته‌های شما را برآورده کند.
  • ضمن این که والدین وابسته نمی‌توانند از فرزندان خود انتظار داشته باشند که افرادی مستقل و قابل اتکا باشند، بلکه باید در درجه اول به درمان خود بپردازند.
  • توجه داشته باشید که وابستگی، تنها یک ویژگی رفتاری نیست، بلکه اگر کمی ‌شدت پیدا کند تبدیل به اختلال و بیماری می‌شود، بنابراین هر چه زودتر باید نسبت به رفع آن اقدام کرد و از ایجاد آن جلوگیری کرد.
  • وقتی زمین می‌خورد بگذارید خودش از جا بلند شود و تشویقش کنید، لازم نیست شما وارد عمل بشوید و لباسش را بتکانید.
  • وقتی بستنی می‌خورد دهانش را پاک نکنید. دستمال بدهید تا خودش دهان خود را پاک کند.
  • مدام به او نگویید: نکن، نرو، دست نزن، نگو. بلکه بگذارید خودش این‌ها را یاد بگیرد. یک بار کافی است که به او جدی و مودبانه این موارد را یاد بدهید.
  • به جای سرکوفت زدن و دعوا کردن و گفتن این که هیچ کاری را بلد نیست، به او روش حل مسئله را یاد بدهید.
    • برای کارهای خوب کوچک او را تشویق کنید. مدام ایراد گیری نکنید.

     

    فرزند مستقل تربیت کنید
    نیکا، روانشناس خوب در کرج
    برای خواندن آخرین مقاله درمورد خودکشی اینجا کلیک کنید.
خصوصیات رشد کودک

خصوصیات رشد کودک

خصوصیات رشد کودک:

خصوصیات رشد کودک

در این مطلب، سعی داریم مطالبی علمی و روانشناسانه در مورد ویژگی کودکان ۲ تا ۸ سال را ارائه دهیم تا بر اساس خصوصیات این مراحل از رشد، برخورد سنجیده ای با عزیزانتان داشته باشید.

۱- مقدمه

هر مرحله از مراحل رشد انسان از کودکی تا پیری دارای مشکلات و ویژگی های مخصوص به خود می باشد. که آشنایی کامل به ویژگی های هر دوره می تواند به شناخت ما نسبت به خود و برخوردمان با دیگران را یاری کند.

ارتباط برقرار کردن با کودک در هر سنی شیوه ی خاص خود را دارد،هر قدر مادر ، ماهر ، با استعداد و مهربان باشد، رابطه او با کودک آرامتر و بی دردسرتر خواهد بود. و در نتیجه مشکلات آینده‌اش ، برای مادر قابل پیش بینی خواهد بود.

برای مشاوره کودک با روانشناس خوب در کرج در تماس باشید.

۲- خصوصیات رشد دوران ۸-۲ سالگی:

خصوصیات رشدی کودک در ۲ سالگی: کودک در این سن فرمانبردار خوبی است، می شنود و دقیقا اجرا می کند

 

خصوصیات رشدی کودک در ۳ سالگی: این سن برای مادر و فرزند دوره آرام و رضایت بخشی می باشد. کودک از کلمه «ما» بسیار استفاده می‌کند. اغلب وجود مادر را بر خود ترجیح می‌دهد. بعد روی کلمه «شما» و تقاضای او بر «شما» تکیه دارد و بالاخره به مرحله دوستانه و مشترک می‌رسد. او در جهت متضاد گم نمی‌شود و سعی ندارد که هر دو جهت را انتخاب کند بلکه یک جهت را انتخاب کرده و روی آن می‌ایستد. گاهی والدین می‌توانند با فرزند سه ساله ی خود چانه نزنند. او را متقاعد کرده و به امید پاداش به انجام کاری مجبور سازند.در سه سالگی قدرت بکارگیری کلمات به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می‌یابد. کودک سه ساله گاهی که با دلیل و منطق صحبت می‌کنید، بخوبی گوش میمی باشداست.

خصوصیات رشدی کودک در ۴ سالگی: چهارسالگی سن قید ناپذیری کودک است، او احساس می‌کند نیرویی او را وادار می‌کند که از زیر بار هر گونه قیدی شانه خالی کند و از سر کشی و تمرد خوشش می آید. با این سرکشی کودک هر طور که خودش صلاح می‌دانید، رفتار کنید ولی مقاومت او را زیاد جدی نگیرید.

خصوصیات رشدی کودک در ۵ سالگی: در پنج سالگی کودک مطیع و دوست داشتنی است،کودک پنج ساله سعی دارد، فعالیت خود را همگام با مادر انجام دهد، و از او الگو بگیرد.

خصوصیات رشدی کودک در ۶ سالگی: شش سالگی سن احساسات شدید و غالبا متضاد است. کودک شش ساله در حالیکه مادر خود را سخت در آغوش دارد و می‌گوید: «تو را از هر کس در دنیا بیشتر دوست دارم» ، لحظه‌ای دیگر ، درست کاری مخالف سخن خود را انجام می‌دهد و می‌گوید: «مادر از تو بدم می‌آید» زیرا کودک او در سنی است که احساساتی بوده و احساسش بر عقلش غلبه دارد.

خصوصیات رشدی کودک در ۷ سالگی: در این سن کودک از همه شکایت دارد و احساس می‌کند که همه با او دشمن هستند و هر کس در هر موقعیتی می‌خواهد او را اذیت کند.  بسیار حساس است و همیشه جنبه‌های منفی قضایا را در نظر می‌گیرد، بنابراین همیشه رنجیده و غمگین است. بنابراین والدین باید با او همدردی کنند تا حالات یاس او از بین برود.

خصوصیات رشدی کودک در ۸ سالگی: کودک در سن ۸ سالگی احتیاج شدید به یک رابطه عمیق دارد از این رو به پدر یا مادر وابستگی عجیبی پیدا می کند، در برابر قبول یا رد تقاضاهایش حساس است و کوچکترین تغییر قیافه والدین را درک می‌کند. آرزوی نزدیک بودن به مادر آنقدر برای او زیاد است که اغلب اوقات یک حالت آمیختگی بین او و مادرش بوجود می‌آید. یک مادر خوب ، باید نیاز او را برای برقراری یک رابطه عاطفی ، ارضا نماید و راه را برای روابط فردی او در آینده هموار سازد.

برای خواندن آخرین مقاله درمورد روان درمانی اینجا کلیک کنید.